" آزادی،همیشه‌ آزادی دگراندیشان است."
روزا لوگزامبورگ

Thursday, 12 August 2010

زنده باد سوسیالیسم

«
تحریف جایگاه کومه له دراطلاعیه 80 نفری جمعی از کادرهای سابق کومه له تاریخچه شوراهای شهرومحلات درسنندج »کومه له
سوسیا لیستی و رد نمودن ادعاهای تو خالی بنیانگذاران حزب کمونیست ایران !

بخش دوم
کومه له در سال 57 در مرزبندی با امپریالیسم بودن شوروی وجریانات ایدئولوژیکی عملآ پا ی بند ماند وهیجگاه دچار شیفته گی شعار بی عمل نشد. وتمامی عملکرد انقلابی وسنتهای سوسیالیستی کو مه له گنجینه واثبات پشتوانه پراتیکی و تئوریکی انقلابی را دربرداشت. که بنظرم بسیار غنی بود تحلیل عدم توهم به دو سیستم سرمایه داری وبزیر کشیدن ارگانهای سرکوب گر واتکا به حاکمیت از پائین جامعه وپیوندطبقاتی با کارگران وزحمتکشان وتحمیل حدودآ 3 سال حاکمیت به رژيم قرون وسطا ئی اسلامی و…..آیا نتیجه پراتیک وتئوری انقلابی نیست ودر پروسه مبارزه طبقاتی نباید به آن پرداخت و باید اول اکادمیستهائ چون منصور حکمت در لندن بیاموزند بعد بخورد دیگران بدهند مگر طبقه کارگر موش آذمایشگاهی هستند. که باید به آنها آگاهی تزریق شود.
وکو مه له اصل را در پیوند واقعی با کارگران وزحمتکشان در محیط کار وزیست خود در کردستان گذاشت وبه هیچ چیز جز منافع آنها وقدرت آنها در بدست گرفتن اداره امور خودشان وایجاد آسایش وامنیت بدست توانای خودشان نمی اندیشد. وهیجگاه در حضور علنی خود در جامعه اسیر و آلوده روشنفکر بازان وتئوری بافان تو خالی نشد. ونمونه بارز کنفرانس وحدت ودر خواست از کومه له وشرکت زنده یاد فواد.سلطانی که از طرف ایشان جواب رد گرفتند.وگرنه کو مه له هم انموقع مبتلا به انحراف بی پایه مثل تشکیل حکا که رفقای رهبری بعد از موضع اصولی کاک فواد را جدی نگرفتند وبدام تئورهای شکست خورده حکمت گرفتار شدند وکومه له را به این روز انداختن که برایش اشک تمسا ح بریزند ویا دیگران از گمراهی نجاتش دهند.
وما ان زمان در رونق ورشد کو مه له شاهد بن بست سایر چپ های ایران بودیم .که بخشآ به لشکر جبهه ای ضد امپریالیستان خمینی وانفعال و بن بست وگاهآ آش بتال پیوستند.
واگر بخواهیم بمواردی از سنتهای سوسیالیستی 30سال پیش کومه له بپردازیم لاجرم بدونه پرداختن به جایگاه اجتماعی وحضور علنی در جنبش انقلابی کردستان وچکونگی تداوم ا نقلاب 57 ایران توسط کومه له بعنوان یکی از سر بلندترین جریان سوسیالستی وچپ در تاریخ وبررسی انقلاب 57 ایران باید نام برد وتاریخ نوشت.که اکنون در تداوم وکومه له بر بستر جنبشهای اجتماعی بر خلاف مدعیان دروغین سازمانهای موجود وتابلوئ در تداوم راه سنتهای سوسیالیستی کومه له جنبشهای کارگری وزنان ودانشجوئ ومعلمان وجوانان را در آستانه پیوند خود در کردستان وایران می بینینم که در قدمهای اولیه اتکا بخود سازماندهی وتلاش برای تقویت وپیوند عملی جنبش مستقل وخود رهائ طبقه کارگر هستنند .
کم نیستنند کارگران وروشنفکران کمونیست هوادار وفعالین سمپات و متاثر از جنبش کومه له که نسل به نسل وسینه به سینه سنتهای کومه له از گذشتگان خود از هزاران کارگر مهاجروفصلی کرد. در شهرهای جنوب وتهران وآذربایجان وبندرعباس گرفته را به هم طبقه هایشان متتقل کرده اند.که چگونه کومه له بدونه توهم بارژیم شاهی واسلامی مبارزه کرد .وتوانست با اتکا به کارگران وزحمتکشان بجریانی اجتماعی وسوسیالستی مبدل شود.وجگونه امکان مبارزه مسلحانه توده ای فراهم شد .ودرخلع سلاح وغیاب ارگانهای سرکوب گر ومرتجعان محلی مفتی زاده وصفدری وسپاه رزگاری وفئودالان محلی چگونه شوراهای شهر ومحلات در شهرها وروستاها امورات محلی خود را بدست گرفتن و حماسه ها واسطورهای مقاومت وتعرض در جنگ تحمیلی نوروز خونین وجنگ 24روزه وتحصن استانداری سنندج ومقاومت مردم مبارز کامیاران وتوقف عبور ستون وتانکهای ارتشی به سنندج شدند.وچگونگی راهپیمائی عظیم درحمایت از کوچ اجباری مریوان از شهرهای کردستان به مریوان انجام گرفت. ومصادره هزاران هکتار زمین در دهات واطراف شهرها انجام گردید. وچگونگی روی آوری زنان انقلابی در کردستان وایران بصفوف مبارزه سیاسی ونظامی در صف کومه له وصدها دست آورد دیگر که هنوز در سینه ویادها در تاریخ وزندگی روزانه کارگران وزحمتکشان ثبت گردیده واین آتش زیر خاکستر در هر شرایط ابراز وجود میکند وبه آسانی بفراموشی سپرده نخواهد شد .وخوشترین وآزاد ترین دوران زیستن در شادی وناراحتی در میان جامعه است که هم کومه له وهم فعالان آن در میان جامعه مردم وکارگران وزحمتکشان از محبویت ودوست داشتن خاصی بر خوردار بودند واصلآ دغدغه های کنونی وبعد از جدا شدن وجدا کردنمان از جنبش وجامعه را بجز اندیشیدن به منافع کارگران وزحمتکشان به هیچ چیزی نمی اندیشیدیم .مادران بهترین عزیزاشان را به راه وآرمان کومه له هدیه کردند .واز سفره های خانواد ه هایشان گرفتنند که کومه له را یاری دهند .وپا بپای کومه له درتمامی عرصه ها جنگیدند.وبدونه یاری کارگران وزحمتکشان شرافتمند وعدم حضور کومه له مردم تاب تحمل یک ماه مقاومت را هم نداشته وبه بمثابه نیازورابطه ماهی به آب را آزمودند.همانگونه بالعکس در سایر شهرهای دیگر ایران متاسفانه دیدیم بدون حضور جریانی پیشرو وبدونه توهم مثل کومه له درآغاز انقلاب 57 یک ماه نگذشته بود تمامی دستآوردهای انقلاب سرکوب وباز پس گرفته شد.که اگرسایر جریانات بخصوص چب ایران مثل کومه له عمل میکردند وتوهم نداشتنند ومطالبات کارگران وزحمتکشان وتلاش برای پیوند طبقاتی می نمودند ومنافع سازمانی را کنار میگذاشتند.هرچند بدونه حضور وافق جنبش کارگری آش دهن سوزی نمیشد ند .اما کندن یک مو از خرس هم خود غنیمتی بود. ودر تدوام پروسه مبارزات طبقاتی ضروریست. و الان در فاز دیگری میبودیم.و سنتهای سوسیالستی رادر تمامی عرصه های مبارزاتی در ایران مثل کردستان انقلابی داشتیم .حداقل در حضور فعال چپ ها مثل کردستان وکومه له چند سال حضور آزادی و سرباز ومالیات به دولت نمی دادیم.وصدها دست آورد دیگرومطالباتی ولو کوتاه مدت حتی یک ماه برای آسایش ورفاه مردم که در خدمت اهداف بلند مدت سوسیالیستی میباشد را فراهم میکردند. که در کردستان انقلابی با بالا ترین پتانسیل انقلابی و ظرفیت وقربانی دادن. سربلندانه برای اولین بار ولو بینابینی طعم آزادی وایستادگی واتکا بخود را آزمودند

No comments: