« تحریف جایگاه کومه له دراطلاعیه 80 نفری جمعی از کادرهای سابق کومه لهتاریخچه شوراهای شهرومحلات درسنندج »کومه له سوسیا لیستی و رد نمودن ادعاهای تو خالی بنیانگذاران حزب کمونیست ایران
بخش آخر !
آیا صادقانه با تشکیل حکا وبعد آن تاکنون از این دست آوردها وسنتهای انقلابی وسوسیالستی کومه له وجنبش انقلابی دور یا نزدیک
شدید. بمثابه حتی یک ناظر خارجی وبی طرف برخلاف ادعاهای حکا وسایر دکانهای کنونی مرحوم حکمت و کومه له که هیچ ربطی به این تاریخ ندارید. بنظرم دور شدید.وپشت پا زدید.بامقا یسه ساده.چگونه کومه له در اندک زمانی کوتاه بعد از سال 57 در جنبش انقلابی کردستان بعنوان جریانی جپ واجتماعی را متحول ومبدل می شود .اما شما ها بعد از 20 سال از ادعاهایتان هنوز در جنبشهای ایران وکردستان نه تنها حضور ندارید وصحت آنرا باید در شکست شما وادعاهایتا ن و عدم تو انائ طبقه کارگر وسایر جنبشهای دیگر دید.که متاسفانه هنوز نتوانسته اند ابتدائ ترین خواست شا ن که تشکل است به رژیم تحمیل نمایند.وعکس اینهم صادق است چند میلیون عضو مخفی ونیم علنی حزب بلشویک لنین در داخل روسیه قبل از انقلاب اکتبر فعالیت میکردند ومدت 12 سال حزب بلشویک ها در تبعید بود و لنین رهبری میکرد. وتازه بعد از گرفتن قدرت توسط حزب وقدرت بلشویکها طبقه کارگر را از قدرت گیری طبقاتی وشوراها محروم کردند. ودر ادامه دیکتاتوری حزبی را تا سال 1921 در زمان لنین شروع کرده ودر زمان استالین کاملآ سرکوب را تثبیت نمودند. و3 میلیون مخالف خود را سر به نیست واز بین بردند .هدف از این مقایسه اجازه ندادن به توجیهاتی است. که گویا کومه له در شرایط اعتلائ بوده است یا جریانات شما در تبعید بسر برده چون مرحوم حکمت در زمان حیاتش د ر تبعید تعهد کرده بود در سال آینده با داشتن چند هزار عضو حزبش در میدان شهیاد ایران می توانند مثل چتر بازها قدرت سیاسی را تصرف کند .وحکومت لرزان است در صورتی که بر عکس نه اعتلائ تا کنون شده وروز بروز شدت سرکوبگری این رژیم جنایت کار بیشتر شده وبه عیان می بینیم این تحلیل ها چقدر آبکی وعوام فریبانه بوده بطوری که مصرف سازمانی هم نداشت و 80 % کادرهای رهبری حککا انشعاب واستعفا دادند. گویند خشت اول گر نهد معمار کج تا سریا میرود دیوار کج .آیا صادقانه با تشکیل حکا وبعد آن تاکنون از این دست آوردها وسنتهای انقلابی وسوسیالستی کومه له وجنبش انقلابی دور یا نزدیک
ویا ادعا های دارودسته مهتدی وحق وحقوق کردها در کردستان ایران فعلآ پیش کشتان باد. اما در کردستان عراق با تکیه دادن شما به امریکا وسقوط صدام حسین. کردها به هیچ کدام از خواستهایشان نه تنها نرسید ه اند بلکه دچار تسلط دهها قدرت جهانی از صدام بدتر از امریکا وایران واروپا وترکیه وسوریه وبن لادنها وشیعیان و……گرفته واکنون کاملآ در محاصره اند .بر خلاف مقایسه با کومه له در سال 57 و 58 بمحض سقوط شاه وآمدن جمهوری اسلامی با اتکا بقدرت کارگران وزحمتکشان تمامی سرکوب گران ومرتجعین را وادار به عقب نشینی و3سال متمادی مطالبات خود را به رژیم اسلامی تا به دندان مسلح تحمیل نمودندوشما آقایان مدعی فدارالیسم ودمکراسی امریکائ دراولین سازماندهی شوراها در شهر سلیمانیه وقلع وقمع شدن آنها توسط نیروهای جلالی وبارزانی توسط ملا بختیار تبریک گفتید ودر اردوگا ه هایتان سکوت اختیار کردید واقعآ روزهای باشکوه سال 58 تشکیل شوراها واتحادیه ها وآزادیهای سیاسی ونقش انقلابی کومه له را از یاد بردید. وتا این اندازه افت وعقب نشینی کردید که به دست بوس مام جلال ها وقیاده ئیها زانو بزنید.این بود سنت های کمونیستی کومه له که باید بعذاب وجدان آن همیشه بسوزید.ودیگر نام کومه له را بر زبان نیاورید.
چون در سنتهای سوسیالیستی کومه له در جامعه هیچگاه خود وسازمانش را قیم وناجی مردم نمی دانست بلکه حامی ومدافع منافع کارگران وزحمتکشان بود برای رفع ستم های طبقاتی وملی وجنسی نمونه بود. تقویت وحمایت برای ایجاد اتحادیه های دهقانی در مناطق کردستان وتقویت وحمایت شوراهای شهر ومحلات وشوراهای زنان ودانش آموزان وکانونهای معلمان وکارمندان ومحافل وتشکل های کارگری در شهرها وروستاها وکارگران مهاجروفصلی وکوره پزخانه ها.وتلاش برای پیوند وهمبستگی با کارگران وزحمتکشان وکمونیستهای ایران که درتشکیلاتهای تهران وتبریز بهترین کادرهایش قربانی واعدام شدندویا در همبستگی با خلق ترکمن محبوب ترین کادرهایش رااز دست داد ویا ده ها.کادر کمونیست مثل فواد عربها ودکتر بهمن را جذ ب وهمدوش سازماندهی مقاوت جنبش انقلابی کردستان از دست داد و صدها نمونه ارزنده دیگر که نیازمند صدها تاریخ نویسی ورمان نویسی است که از عهده و توان وحافظه من نوعی تنها خارج است امیداست عاشقان این مسیر وتداوم آن بیشتر به آن بپر دازند واین امانتی را درست وواقعی به آیندگان منتقل نمایند که راه جان باختگان وشیفته گان پر افتخار کمونیستی کومه له و این مسیر گم نشود ومحکم تر گردد.
امابا تشکیل حکا ونها یتا حزب وقدرت سیاسی حککا واخیرآ کومه له های جعلی در مدت 1ین 20 سال تقریبی از حضور این جریانا ت نه تنها در جامعه خبری نیست .بلکه شاهد خراب کاری ها ودردسر آفرینی برای جنبش انقلابی کردستان وجنبش های کارگری ودانشجوئ را شاهد هستیم. نمونتآ در اعتصاب عمومی با شکوه وتاریخی شهرهای کردستان در 16 مرداد اعتراض به شکنجه واعدام شوانه قادری چه خرابکاریها ئ که نکردند وآنرا سازمان زحمتکشان هم تحریم ومحکوم کردند . و یا اخیرآ در جنبش دانشجوئ حککا ها همه جا بساط دکا نهای شعاریشان را بپا میکنند و هزینه اش را باید فعالین درزندانها بپردازند. وتاکنون شاهد 10 انشعاب رسمی سازمانی وحزبی بوده ایم که معرف حضور ذهن همه هست ونیازی به نام بردن نیست واز نظر من همه بنیانگذاران اولیه حکا مد نظرند وهمگی از یک قماش هسید. هر کدام میتوانند سهم خودرا از این نقد ها برداشت کنید انتخاب با شما است وهمگی با هم از کومه له کمونیستی هزیمت نمودید. ودر تشکیل حکا بهمدیگرلبیک و عروج استالنیسم را بسر کومه له کوبیدید.وباید مسئولیت تمامی دهن کجی هایتان را بعهد بگیرد.
وآنطور که پیش میرود در آینده شاهد ریزش و انشعابات دیگری هم متاسفانه باید بود چون مد روز شده هر چند نفری هم می توانند دکان سیاسی باز کنند وتازگی ایرج فرزاد ومامو غفاروعبه دلیر هم در نوبت ودرآستانه 7 ماهگی دوران نقاهت تولد حزب دیگری از خانواده مرحوم حکمت ومهتدی هستند.واینهم نتیجه احزاب ایدئو لوژیکی بدونه پایه اجتماعی وتحفه های ازسازمان انقلابیون حرفه ای صادراتی مرحوم حکمت و نمونه عبداله مهتدی به تبعیت از احزاب آمریکائ مام جلال و مسعود بارزانی قیاده موقت شناخته شده.
درتاریخ سنت های سوسیالستی کومه له کادرها ومردم جایگاه وقابلیت اتکا خاصی داشتند.نمونتآ در هیئت نمایندگی خلق کرد وکوچ اجباری مریوان و شورای موقت انقلاب در سنندج وشوراهای شهر ومحلات وتحصن 24 روزه استانداری سنندج. تمامی گزارشات روزانه ومذاکرات به مردم منتقل وخواست ومطالبات درست مردم مطرح ومنتقل میشد خلاف آن بی اصولی وبی پرنسیپی قلمداد می شد .وتمامی جریانات موجود در کردستان الخصوص حزب دمکرات بخاطر این بی پرنسیپی در رای دادن به جمهوری اسلامی وپنهانی مذاکرات وتوطئه گری با رژیم اسلا می واسکورت ستونهای ارتشی در جنگ 24 روزه سنندج از طرف مردم کردستان منزوی ورسوا شدند ودر سنندج از طرف شوراهای محلات درآقا زمان محاکمه شدند. حزب دمکرات در تاریخ 21 روزه مقاومت شهر سنندج در سال 58 سنگرها را تخلیه وفرار را برقرار ترجیح دادند .وزمینه های ورد ارتش وسپاه وجاشها را در تسخیر دوباره سنندج بدست رژیم را فراهم کردند. ورسوائ خود را دوچندان بمردم انقلا بی سنندج ثابت کردند.
اما با تشکیل حکا وبعد آن واجرای سانترالیسم بوروکراتیسم تشکیلاتی استالنیستی جمعی از نخبگان تا کنون نیز حق وتو دارند. وبدونه شرکت در هیچ حوضه حزبی لیدرودفتر سیاسی ومادام العمرو رهبر وسیاست گذارند.وبمیل خودشان حق عزل ونصب واختیار برگذاری گنگره وکنفرانس وسمینار را دارند بر خلاف احزاب بورژوازی که فقط 4 سال در قدرتند. وتوده تشکیلاتی هم باید مجریان سیاستهای رهبران و همیشه آماده خدمت باشند. نمونتآ منصور حکمت تا قبل از فوتش واکنون هم افتخاری در غیابش هم هنوز ودر صحنه با عکس وتمثالهایش حضور دارد. یعنی مرده پرستی وعوام فریبی . .ویا بمیل خود از حمله امریکا به افغانستان ویا به عراق دفاع وجدیدآ در انتظار حمله به ایران بسر میبرند ویا دفاع از سکولار بودن دولت اسرائیل ودفاع از شیخ حسن نصراله مرتجع لبنانی ونیم پهلوی ها واکثریتی ها وحزب دمکرات و……دهها موارد دیگر را برای توجیه تغیر ریل هایشان وگرفتن امکانات مالی وتلویزیون وماهواره ورقابتهای سا زمانی بخشی از بازار گرمی سازمانی وانشعابات وبزن وبکوبهای این جریانات شکست خورده است. که بهیچ کسی هم حساب وکتابی پس نمی دهند. ما از این بی پرنسیپی ها را درگذشته جنبش انقلابی کردستان وفعالیت سوسیا لیستی کومه له شاهد نه بوده ایم . درجامعه در57 تا 60 که مد نظر این نوشته است که قبل از تشکیل حکا درسرتیطر این نوشته هست را منظور دارم.ولطفآ خرابکاریها وناتوانیهای بعد تشکیل حکا را به این نوشته نصبت ندهید واز خودتان حساب وکتاب طلب کنید من مسئولیت صرفآ جایگاه کومه له سوسیالستی تا 60 را عهدار شده ام ورد کردن ادعا های توخالیتا ن .
/ درنتیجه جایگاه عملکرد سوسیالستی کومه له نه تنها از اعتبار ساقط نشده کماکان با بررسی وارزیابی واعاده حیثیت واقع بینانه وعلمی را می طلبد که بدونه پرداختن به رادیکالیسم جنبش انقلابی کردستان و جایگاه کومه له در انقلاب ایران ودستاوردهای سوسیالیستی آن بخصوص در انتقال تجارب برای جنبش های کارگری وجنبشهای زنان وجنبشهای توده ای که درتلاش وکانونهای مبارزاتی قرار دارند رجوع به درسها وتجارب سنتهای سوسیالستی کومه له آموزنده وکماکان معتبر میباشد.وهرگونه ارزیا بی از انقلاب 57 ایران بدونه نقش و پتانسیل قوی جنبش انقلابی کردستان و جایگاه سوسیالیستی کومه له بعنوان تداوم وسنگر انقلاب ایران. فاقد اعتبار ومغرضانه وغیر واقعی است.
چون کو مه له در فعالیت انقلابی خود اصول وسنتهائ را بجای گذاشت که باید یادآوری شود که متا سفانه بدلیل تنگ نظری ودرک نکردن جایگاه اجتماعی کومه له وعدم توانائ انتقال این سنتها ازجنس کسانی را میطلبد که باپوست واستخوان درگیر وسازماندهندگان آن بوده اند.وکم نیستند کسانی که با هم در گذشته همرزم بوده اند و خوشبختانه در درون جنبش ها ی کنونی هم کم نیستنند کسانی بخصوص درجنبش کارگری که با بلند کردن مبارزه بدونه توهم برعلیه سرمایه داری وتلاش بر تشکل مستقل کارگری وتلاش برای پیوند با این جنبش را در صدر مبارزه قرار داده اند. وجوابی است به یکی از سنتهای ارزنده سوسیالیستی کومه له و حضور علنی وانقلابی درپیوند با کارگران وزحمتکشان کردستان .چون کردستا ن جدا از منافع کارگران ایران و جهان نیست واین خصلت نمای کمو نیست هاو نام کو مه له کمونیست زبان زد خاص وعام در جامعه بوده و هست . نیازی نیست مهتدی ها و خانواده های حکمت ها بر آن مهر باطل بزنند . ثابت شد که تاریخ مصرف خودشان تمام شده ودست وپا زدنهای آخر را میزنند.وبهتر است شکست هایتان را توضیح بدهید.ویک عذر خواهی برای دهن کجی به کومه له و کارگران وزحمتکشان بدهکار هستید.
اولین سنت کارگری وکمونیستی کو مه له در ضدیت وعدم توهم بدو رژیم دیکتاتوری سرمایه داری پهلوی وجمهوری اسلامی رانه صرفآ ضد رژیمی بودن بلکه ضدیت با سرمایداری بجریانی اجتماعی وسوسیالیستی با اعتقاد به منافع واتکا به کارگران وزحمتکشان را اثبات ویکی از سنتهائ درست از کمون پاریس وانقلابا ت شکوهمند اکتبروتدوام انقلاب 57 را سر بلند انه به پیش برد .و باتاکید به صحت داشتن وحقانیت انقلابات کمون پاریس واکتبر وانقلاب ایران ودرسهای آن را نباید با انحرافات وبحرانهای آنها مخدوش ونادیده گرفته شود.وباید گفت زنده با د این انقلا با ت که در پروسه مبارزات وحاصل مبارزه طبقاتی برای رسیدن به جامعه سوسیالسی هر چند در این مراحل شکست خوردند با ادامه مبارزه طبقاتی ودرس گیری از گذشته و بچراغ راه آینده مبدل شدن. پس زنده باد انقلاب برهبری طبقه کارگر. ولو اینکه در هیچکدام از این انقلابات جامعه وساختمان سوسیالستی مستقرنشدند. که بگفته مانیفست مارکس استقرار جامعه سوسیالیستی امری جهانی است واراده گرایانه نیست وعلمی است. وکارگران جهان متحد شوید. را می طلبد. وبه دلائل یاد شده در این نوشته ونقدهای مارکس که سوسیا لیستهای ارتجاعی وسرمایه داری دولتی وسوسیال دمکراسی قالب شدند .ونقدهای پایه ای مارکس در ایدولوژی آلمانی وکاپیتال ومانیفست کمونیست وهیجدهم برومر بر بستر تجارب وپروسه ارزنده مبارزه طبقاتی و ارائه الترناتیو چگونگی وضرورت امکان پذیری سوسیالسیم وجامعه کمونیستی بر متدولوژی علمی استوار است که اصل را بر تغیر جهان مد نظر دارد نه تفسیرآن .ومبارزه طبقاتی قبل از مارکس هم درجریان بوده.وتمامی دستا وردهای تاکنونی حاصل وتلاش انسانها ومبارزه طبقاتی بوده وبا تمامی افت وخیزها وناکامیها که هنوز ادامه دارد.باید مبارزه بدونه توهم را به پیش برد. واصل بر اندیشه ها ی علمی وانقلابی مارکس وانسانها وتلاش برای رهائ است. که هنوز پا بر جا وبا دوام میماند.نه تقدیس وپرستش شحصیت کسی که هرگز پایه دار نمی ماند.
بنابراین پیروزی دیر وزود دارد اما سوخت وساز نمی پذیرد. به امید پیروزی .
زنده باد سوسیالیسم.
فه تی/کلاه قوچی
بهار
No comments:
Post a Comment