" آزادی،همیشه‌ آزادی دگراندیشان است."
روزا لوگزامبورگ

Sunday, 24 October 2010

تاریخ سی ساله کومه له برداشت وروتیت ابراهیم علیزاده -6


تاریخ سی ساله کومه له
برداشت و روایت ابراهیم علیزاده
بخش ششم




پایان صدارت ع. مهتدی !!!
در ص 316 هنگامیکه نوبت به بررسی ع. مهتدی میرسد محافظه کاری ا.ع دو باره گل میکند و بسیار محتاطانه در مورد یار غارش شروع افشاگری میکند و طوری موضوع را جلوه میدهد که به گوشه ی عبای ع . مهتدی بر نخورد . و الی اخر
...
در پاراگراف دوم این صحفه ا.ع بیان میکند : که کنگره هفتم ح.ک.ا به د لیل ساده ی فساد مالی (کش رفتن ابرومندانه ) از انتخابش جلوگیری میکند ا.ع مخاطبین تاریخ کو مه له را کودکانی می پندارد که با خواندن قسه های خیالی آنها را سر گرم کند که از توجه به آنچه که در اطرافشان میگذرد منصرف شوند. زهی خیال باطل. ا.ع باید بحث های که کنگره هفتم بر اساس آن از ع. م رد صلاحیت کرده و او را فاقد پرنسیب های لازم برای ابقا در پست دبیر کلی ( صدارت ) تشخیص میدهد به کتا ب پیوست میکرد.


تا خواندگان از نحوه بررسی موضوع توسط کنگره و نظرات مخالفین و موافقین ابقای ع . م به روشنی مطلع شده و از شیوه موضع گیری اعضای ک.م.ک از آ نها شناخت کافی بدست بیاورند . ا.ع از نظر اخلاقی در مقابل تاریخ مسئول است که به صراحت موضعش را در این باره در کتاب درج میکرد ا. ع باید توضیح دهد که چرا به دلخواه خویش بخشی از تاریخ کومه له را در هاله ی از ا بهام ونا روشنی مستور میکند واز اظهار نظر در مورد نوع سواستفاده ومنابعی که ع.م بدون اطلاع ک.م.ک و او نجام داده است شد ید ا خوداری میکند ایا کاسه ی زیر نیم کاسه وجود داشته است!!!؟

اشتباه کشنده ی یک شبه
...
ا.ع میافزاید{ که ع.م یک شبه دچار این اشتباه کشند ه میگردد و او را در اغفال وگمراه کردن شرکایش ( اعضای از ک.م.ک که تحت نفوذ و در نتیجه دنباله رو ع.م بودند ) مسبب – اصلی معرفی میکند

ا.ع با این بر خورد دوگانه اش تاریخ سی ساله ی کومه له را که ما حصل جانباختن بیش از سه هزار انسان عدالت جو وآزاده می باشد . فدای دفاع شرمگینانه از عمل کرد های آگاهانه ی ع .م میکند . ا.ع باید بداند که نه تنها او بلکه هیچ فرد ی این اجازه را نداردکه مسایل و اتفاقاتی که کومه له را به سمت وسوی فعلی کشاند به دلخواه و بر اساس منافع و موقعیتش از محتوا خالی کند .شیوه درست باز گویی اینگو نه اتفاقات سرنوشت ساز که موجب تغیرات اساسی در کومه له گشت اینست که موضوعات بدون سانسو ر و بیان کردن عذر وبهانه ها ی دهان پر کن در تاریخ سی سا له ی کو مه له درج گردد تا مورد نقد وبررسی قرار گیرد
.

نا دیده گرفتن آگاهانه ی زمینه ی مادی انجام پروسه ها !!!؟

جای تعجب وسئوال است که ا.ع این امر بدیهی و ساده را نادیده گرفته اند که هر حرکت وپروسه ای بدون زمینه ی مادی میسر نیست و بدون شک ع.م با علم به این زمینه اقدام به بالا کشیدن منابع مالی کو مه له با استفاده ازاختیارات مقام دبیر کلی ح.ک که با گشاده دستی ک.م.ک و از جمله ا.ع بدون هیچ اعتراضی به ایشان تقدیم میشد ( این انتصاب باز تاب برگزاری موفقیت آمیز* کنگره ها بود ) تا خاطر مبارک خان خانان ع.م آزرده نگردد

ا.ع باید بداند که بدنه تشکیلات فراموش نکرده اند که ع.م سا لها اعضای ک.م.ک واز جمله ا.ع را همچو عروسک های شب خیمه بازی کنترل وهدایت میکرد آن قدر خام نیست که بدون سبک وسنگین کردن وبررسی همه جانبه موضوع از جمله دیدن دهن ک.م.ک
( که به اقرار خود ا.ع در همین کتاب اکثریت آنها بعد از قهر کردن ع. م و دایر نمودن حزب زحمتکشان کورد ستان- کو مه له با او همراه شدند ( اینجا انسان با مشاهده ی این جمله نا خود آگاه به یاد این ضرب المثل می افتد قسم خوردن را باور کنیم یا دم خروس که از لای عبا بیرون زده است ) اقدام به بالا کشیدن منابع مالی تشکیلات بکند
.
ا.ع باید توضیح بدهد که چرا از معرفی شرکای ع.م در این کش رفتن تاریخی و مسئولیت آنها خود داری نموده است !!!؟

ا. ع این عمل کرد ع. م را اتفاقی که در کو مه له تنها یک بار انجام شده باز تعریف میکند و گویا اورا شوکه نموده است .
برای اینکه حافظه ا.ع را به تحرک وا دارم به ایشان یاد آور میشوم که قبل از ع.م کسان دیگری که در کومه له در سطوخ مختلف تشکیلاتی اقدام به بالا کشیدن امکانات مالی کومه له می نمودند و پس از اینکه گند کار در می امد ک.م.ک با توجه به موقعیت طرف ومقدار مال حیف ومیل شده با انها برخورد به اصطلاح انظباطی می کرد.


فرج شهابی *

این شخص زرنگ وهوشیار جزو اولین کسانی بود که خیلی زود متوجه شد که در دیزی باز است و گربه بدون شرمند گی باید سهم دلخواهش از منابع مالی که تنها ع. مهتدی و ا. علیزاده و بقیه اعضای ک.م.ک از مبلغ واقعی آن آگاه و هیچگاه به روشنی مقدار هزینه کردنش به بدنه تشکیلات اطلاع داده نمیشد و هنوز هم نمیشود را بردارد با خیال راحت با چمدان های مملو از دلار امریکایی وبا استفاده از امکا نات سفر به اروپا راهی دیار فرنگ شد و مشغول کسب وکار با پو لی که در اثر وابستگی به کومه له رسیده بود گردید و تا به امروز ک.م.ک و ا.ع که از میزان واقعی این تاراج باید آگاه باشند از آوردن نام فرج شهابی و چگونگی دست رسی او به منابع مالی و نحوه خروجش از عراق هراسناک اند!!!؟


بی برنامه گی کومه له برای تهیه منابع مالی
به یاد معاذی* اولین قربانی این بی برنامه گی

به این موضوع خوب دقت کنید زماینکه کومه له از تشخیص تاکتیک عقب نشینی نیروهای اشغالگر ج. ا از داخل شهر ها و پست های بازرسی و کنترل مردم به درون پادگان هایش و نقاط استراتژی به دلایلی که در بخش های پیشین به روشنی توضیح داده شده است ناتوان بود و آنرا پیروزی جلوه میداد . بانک ملی سنندج شعبه مرکزی با بیش از 60 میلیون موجودی پول ذخیره توسط پیشمه رگان کومه له حفاظت میشد و پس از یورش دوباره رزیم و جنگ 24 روزه و عقب نشینی شتاب زده کومه له از شهر این مبلغ هم دوباره به چنگ ج.ا افتاد و از سرنوشت پول هم کسی مطلع نشد تا جاییکه من با خبرم .
پس از مدتی ک.م.ک متوجه شد که هزینه هارو به روز اضافه میشود و کمک های مالی مردم اعم از شهری وروستایی و هواداران جوابگو نیست و هنوز هم روستا ها ی دور دست به اشغال رژیم در نیامده بو د. عرصه مبارزه آنقدر تنگ نشده بود که امید ی برای ماندن وجود نداشته باشد و ع.مهتدی مساله وابستگی را تحت پوشش شعار* ( استفاده از اختلافات دو رژیم بورژوازی که در حال جنگ باهم هستند وبا ید از امکانات یکی که قابل دسترسی میباشد بر علیه دیگری بهره گرفت ) را در دهان ک.م.ک نگذاشته بود .
عوارض گمرکی
ک .م.ک در مورد سود جستن از عوارض گمرکی به دنباله روی از ح. د مکرات ناچارشد به این دلیل ح.د بلافاصله و بدون هیچ توهمی به گرفتن عوارض گمرکی اقدام نمود و تا مد ت ها
موضع ک.م.ک افشا گری بر علیه این عمل ح.د قرارداشت و جالب است بدانید که بعد از مدتی بدون نقد وبررسی کرد ن موضع
پیشین آرام و بی قیل وقال شروع به گرفتن عوارض گمرکی نمودند
تعین مالیات بر درآمد برای ثروتمندان
و بعد ها هم به فکر گرفتن مالیات از ثروتمندان شهر* ها افتادند که ابتدا برای آنها نامه عوارض ارسال میشد و در صورت عدم تمکین با ریسک کردن با جان پیشمه رگان با اعزا م تیم های چند نفره اقدام به دستگیری ثروتمند حرف گوش نکن می نمودند و او را اشهر خارج میکردند وبا پرداخت مالیات از جانب ثروتمند دستگیر شده اورا آزاد میکردند .
مصادره بانک
بلاخره به ذهن شان رسید که برای تامین هزینه های تشکیلات به مصادره بانک اقدام کنند که متاسفانه بر اثر کوتاه فکری و دست کم گرفتن عوامل اطلاعاتی ج.ا بانکی در شهر بانه انتخا ب شد که رییس شعبه اهل سنندج بود . بهر حال عملیات با همکاری فرد مذکور با موفقیت انجام گردید و تاچند روزخوراک تبلیغاتی رادیو کومه له بود و در خبرنامه هم درج گردید

کوته فکران ک.م.ک که از این موفقیت در پوست خود نمی گنجید ند و از مساله غافل بودن که با این عمل نسنجیده حکم اعدام معاذی نگون بخت را صادر کرده ( فقط برای یک ملیون مبلغی که در بانک وجود داشت در حالیکه 60ملیون را که در بالا شرحش امد به حال خود رها کردند !!!؟ ) و ج.ا هم ماموراجرایی ان شد. مورد دوم هم که با کمال تعجب دوبار به مرحله اجرا درامد که هر دو بار بر اثر خام اندیشی ک.م.ک و نمایندگانشان ( کمییته های نواحی ) که ناشی از ذهنی گریی آنها و بی توجهی به تغیرات پیرامونی و کم بها دادن به حفظ جان تیم های اعزامی و عدم شناسایی های جدید به شکست انجامید این مصادره ی بانک قراربود در کرمانشاه انجام گردد
و دست اورد ش دستگیری دو نفر از پیشمه رگان در نوبت اول که ناشی از آلوده کردن مسیر تیم اعزامی به کرمانشاه توسط واحد دیگری از پیشمه رگان که در آن مسیربه گشت سیاسی پرداخته بودند ( از مطلع بودن کمییته ناحیه * از این گشت سیاسی من بی اطلاع هستم و خود آنها باید موضوع را با گفتن حقیقت روشن کنند زیرا هماکنون در اروپا زندگی میکنند ) و کشته شدن نگهبان بانک در بار دوم بود
پا نویس ها :
کلمات * دار
ک.م. ک بعد از برگزاری هر کنگره تبلغاتش را بر موفقیت آمیز بودن کنگره ها متمرکز میکرد و تنها به انتشار مفاد قطعنامه ها که به تصویب رسیده بود پسنده میکرد و هیچ گاه تن به انتشار بجث های درون کنگره نمی داد و بدنه تشکیلات را به دین شیوه در نا آگاهی و بی خبری کامل نگه میداشت و هنور هم برکسی روشن نیست که ک.م.ک چرا حقایق را وارونه جلوه میداد و تاریخ سی ساله و وضعیت فعلی کو مه له موفقیت از دیدگاه آنها را به خوبی بیان میکند
فرج شهابی : اهل مریوان واز اعضایاولیه کومه له در آن شهر بود و از دست یاران طاهر خالدی و قبل از پیوستن به کومه له آموزگار بود
معاذی : رییس بانکی بود که تسط کومه له مصادره شد و بعد از مصادره از سوی رژیم دستگیر شد و اکثر وابستگان خانواده اش در
قسمت های علنی و مخفی کومه له فعالییت داشتند اما در مورد خودش که هوادار بود یا نه مطلع نیستم و اطلاعات رژیم با آگاهی کامل از این مسا له به اتهام همکاری اورا اعدام کردند حال توجیه ک.م.ک برای به مسلخ فردستان این انسان شریف چه می تواند باشد جز اینکه استفاده ابزاری از او نموده و عیر مسئولانه او را در چنگال رژیم رها کرده اند
ع. مهتدی برای دفاع از شعار ( استفاده ازتخاصمات ما بین بورژوازی ایران و عراق وسود جستن از امکاناتی که از عراق دریافت میکند بر علیه ج.ا ) مقله ی بنام دیپلو ماسی که هدفش توجیه تئوری این قضیه بود در نشریه درونی مشعل در همان زمان به چاپ رساند
گرفتن مالیات بر درآمد از ثروتمندان : در شهر سنندج اولین قرعه بنام ( راه حق ) در آمد که او را دستگیر کرده واز شهر خارج نمودند وپس از پرداخت نیم ملیون تومان آزادگشت
ازاعضای کمیته نا حیه کامیاران عیسی جمشیدی و محمد آسنگران در حال حاضر با گرایشات متفاوت در اروپا بسر میبرند
.
ادامه دارد .

Monday, 11 October 2010

تاریخ سی ساله کومه له برداشت وروایت ابراهیم علیزاده -5



تاریخ سی ساله کومه له
برداشت وروایت ابراهیم علیزاده
بخش پنجم
حضور زنان در کومه له

در ص 239 ا.ع در رابطه با شرکت زنان در صفوف کومه له و نحوه برخورد با حضورشان ا زجانب سوسیالیزم های مرد سالار
( از این به بعد بخوان ناسیونالیزم های شرمگین ) از نا آگاهی مصاحبه گر مبتدی بهره جسته و با توضیحاتی مختصر که باورش برای خودش هم صقیل بوده تا برسد به خواننده تشنه مطا لب واقعی گریبان خود از دست پرسشگر رها میکند بر کسی پوشیده نیست که کومه له مثل سایر موارد برنامه ی از پیش تعین شده ومنطبق با اصول م.ل برای سازماندهی زنان در جنبش کردستان نداشت و برای اثبات این معضل اگر به فهرست اسامی که در حو زه های اولیه تشکیلات فقا لیت داشته اند به دقت بنگریم اثری از شرکت زنان مشاهده نمی کنیم . هیچ یک از بنیا نگذاران نوشته تئوریک و یا مقاله ی در رابطه با حضور زنان در مبارزه طبقاتی از خود به جای نگذاشته اند
در دو جزوه (1) که مبنا ی تئوریک بنیان گذاران بوده است مطلبی در باره زنان وجود ندارد. در نشریه شورش (2 ) وضع به همین منوال می باشد بعد از علنی شدن هم زیاداز حضور زنان استقبال نشد .
. بعد از یورش رژیم در 28 مرداد 58 اعضای کومه له که شهر ها را ترک کردند .
در میان پیشمه رگان جای زنان خالی است. درمیان تشکیلات مخفی اگر ازدواجی صورت میگرفت تنها محملی بود برای ایز گم کردن . بعداز دایرنمو دن مقر وبنکه وجمعیت ها حضور زنان پر رنگ تر شد و پس از عقب نشینی شتاب ز ده از شهر ها تعدادزنان در کومه له بیشتر گشت و در واحد های مختلف سازمان دهی شدند وتنها آموزشی به آنها داده میشد همان آموزش نیم بند
آموزشگاه پیشمه رگایه تی (3) بود بعداز آن بیشتر به آنها کار های خدماتی سپرده میشد .زیرا ک.م.ک فاقد توانایی لازم هم از لحاظ تئوریک و هم از نظر پر اتیک بود که شور وشوق زنان را به شعور سیاسی و نیروی مادی تبدیل کند.
حال برای اثبات این مساله به مطا لب زیر توجه کنید :
اردو گاه نشینی
اردوگاه کومه له :: فاقد برنامه مدون ومنسجم برای اسکان دختر ان وزنانی که با دنیای آرزو وشرکت مستقیم در مبارزه بر علیه رژیم جهل وسرمایه که با فوانین قرون وسطایش آنها را در جامعه یک انسان کامل محسوب نمی کرد و در محیط خانواد گی همنطور که کارل مارکس به درستی آنرا چنین بیان میکند ( ) با باز- تاب این اخلاقیات دست به گریبان بوده اند با مالیدن پی دوری از محیط خانوادگی و گاهئ طرد شدن از سوی آنها بدلیل نا فرمانی از مساله ضعیفه بودن ( باز تاب بینش مذهبی حاکم بر جامعه ) پس از طی آنهمه مشقت وسختی وبیم و اضطراب از دستگیری خود را به اردو- گاه میرسانند وحداقل انتظاری که از مدینه فاضله خویش داشتند این بود که حقوق اولیه آنها محفوظ است و با مردان اردوگاه نشین حقوقی برابر خواهند داشت اما بعد از مدتی اردوگاه نشینی به این نتیجه که در ضربالمثل معروف صدای دهل از دور خوش است نهفته بود میرسیدند !!!
طرح مساله ازدواج در آردوگاه**
ناسیونالیسم های شرم گین که هیچگونه رهنمودی تشکیلاتی در این رابطه از ک.م.ک دریافت نکرده و خود هم چیزی در چنته نداشتند
که شور وشوق دختران وزنان گریخته از چنگال ارتجاع را به شعور سیاسی تبدیل کنند مثل آدم های نه دید به دید به ذهن منفعل شان
فشار آورده وبعداز مدتی که هنوز عرق راه از تن دختران وزنان خشک نشده بود جست وخیز کنان شروع به گفتن یافتم یافتم نمودند
و پیشنهاد ازدواج را به از راه رسیده گان ارائه میدادند ودر این راه هر کسی میخواست گوی سبقت را از دیگران برباید و مضحک تر
از همه ناسیو نالیسم های شرمگینی که متاهل بوده وبرای این که از قافله جا نمانند به تکافو افتاده و به فکر تجدید فراش بودند
در این جا برای اینکه ا.ع و ک.م.ک به باز تاب بی برنامه گیشان در رابطه با مساله زنان بیشتر پی ببرند توجه شان را به مطالبی که
در پی خواهد آمد جلب میکنم :
گشت های سیاسی- نظامی احمد لاویسانی ( جه وله کانی احه لاویسانی )
احمد لاویسانی معرف حضور همه ی کسانی که در کومه له بوده اند میباشد و بویژه افرادی که در اردوگاه زیست کرده اند از گشت های سیاسی او { جالب است بدانید که ایشان به تنهای این کار انجام میداد ) و دست آورد هایش از این گشت ها بخوبی اطلاع دارند
از مهمترین دست آورد های این تحرک های احمد لاویسانی رساندن دختران وزنانی که میخواستند به کومه له ملحق شوند به اردوگاه بود و ایشان هم با دلسوزی خاصش و مراقتت کامل این جویندگان آزادی وبرابری را به اردوگاه میرساند

اما ببینیم برخورد فرصت طلبانه ی ناسیونا لیست های شرمگین مستقر در اردوگاه با این دست آورد ها چه بود . آنها هر بار که احمد به گشت میرفت وبا دست پر باز میگشت در کمین نشسته و بهترین را برای خود انتخاب میکردند و در فکر احمد نبودند ( طفلکی هم دل داره وشاید در خیالش یکی را برگزیده اما هر بار فقط نصیبش رنج راه بود ) این حرکات ناشایست احمد را وا داشت که بر خلاف میلش عمل کند ضمن اینکه به فرصت طلبان درس خوبی میدهد به آرزوی قابیش هم خواهد رسید و به این بخش خوب توجه کنید .احمد دوباره به گشت رفت اما این بار بعد از مدتی طولانی تر از گشت های پیشین به اردوگاه بر میگردد و چهره در کمین نشستگان با دیدن حال ووضع همراه احمد در هم کشده میشود . آه از نهادشان بلند میشود و شاید هم جاسه تشکیل داده و او را توبیخ تشکیلاتی نموده اند!!
اما او دیگر برای حرف های صنار یک شاهی انها تره خورد نمیکرد و آنها مجبور بودند چشم های نا بیاپنا یشان را بر این حقیقتت تلخ ببندند.
فریاد های اعتراض امیز و خشمگنانه ی مادر یک دختر نوجوان در اردوگاه
این مادر فرهیخته وقتی از وضعیت دخترش در اردو گاه کومه له با خبر میگردد سراسیمه خود را به آنجا رسانده سینه به سینه ی یکی
از نا سیو نا لیست های شرمگین ایستاده ودر حضور همه با خشم مادرانه بر سر او فریاد کشیده بود . برای ادای بهتر موضوع و درک حا لت این مادر معترض به برخورد ناشایست با دخترش حرف هایش را نقل به معنی مینویسم :
فلانی ( متاسفانه ایشان یکی از کادر های رده بالای کومه له بود) ..... تو که متاهل هستی با این قیافه نکره ات خجالت نمیکشی که دختر نوجوانم را اغفال کرده و پشت نام پیشمه رگه ی کومه له چهره ای کریه ات را از دید همگان پنهان کرده اید

انتقام جویی کور و وحشیانه :

این مساله یک تراژدی دردناک است و جریان واقعه انطور که اتفاق افتاده *** بدین شرح میباشد :یکی از پیشمه رگا ن اولیه کومه له که متوجه میشود که قاپ همسرش توسط پشمه رگه ی دیگر دزدیده شده و همسرش دیگر به او اعتنایی نمیکند و دو طرف به اخطار هایش بی توجه هستتند در دادگاهی غیابی شبیه دادگاه های رژیم ج.ا رقیب را محکوم به اعدام میکند وسپس اقدام به تهیه مقدمات نقشه شوم وبی منطقش در زمان مناسب میکند و یک شب که میداند رقیب در خواب است اماده اجرایی حکمش میگردد به بالای سر حریف رفته واو را در خواب به رگبار می بند د و سپس از محرکه گریخته و بر خلاف میل باطنیش خود را به اطلا عات رژیم تسلیم میکند .

تسلیم شدن نا خواسته

این مورد هم که شرح آن در پی خواهد آمد مثا ل دیگری از برخورد های غیر اخلاقی ناسیو نا لیسم های شرمگین با مسا له اردوگاه
نشینی زنان می باشد و قضاوت را به در پی گیرندگان موضوع می سپارم . یکی از هواداران تشکیلاتی که متوجه میشود دیگر امکان ماندن در شهر به دلیل فعال بودنش میسر نیست تصمیم میگیرد.خودرا به اردوگاه برساند ا
مقدمات حرکت را فراهم کرده و همراه با همسر وسه بچه با مشقات بسیار خود را به اردوگاه میرساند . و در انجا سکنی میگزیند. پس از مدتی تغیرحرکات همسرش اورا نگران میکند زیرا چنین موردی را در زندگی مشترک چند ساله مشاهده –
نکرده بود. به فکر فرو میرود که چه موضوعی سبب این تغیر گشته است !!!؟ پس از کنکاش متوجه میشود که قا پ همسرش توسط
یکی از ن. ش . دزدیده شده و همسرش دیگر خیال ادامه زندگی با او را ندارد به مسئو لین اردوگاه شکایت میکند چیزی دستگیرش نمی شود پایه های مدینه فا ضله اش یک به یک فرو میر یزد سا ل ها مبارزه در تکش را نقش بر آب می بیند و بین ماندن در اردوگاه تن دادن به آنچه که پذ یرشش را دوام نمی آورد و حقارت وتسلیم شدن به رژیمی که مدت ها برای سرنگونیش مبارزه کرده بود . متاسفانه راه دوم را بر گزید با بردن سه فرزندش از اردو گاه گریخته .و خود را تسلیم ر ژیم میکند به این هم اکتفا نه نموده تن به مزدوری میدهد و بطور رسمی اعلام میکند که فقط به مبارزه با کومه له اعم از هوا دار و پیشمه رگه می پردازد. !!!!

ناگفته نماند که این سوء استفاده های فرصت طلبانه ی ناسیو نالیسم های شرمگین که عدم برنامه ی مدون به انها این فرصت را داده بود تنها مختص به دوران اردوگاه نشینی نبوده بلکه در سالهای قبل هم وجود داشته و ک.م.ک سخاوتمندانه آنها را نادیده گرفته است و غافل از اینکه در آینده به معضلی چنین دست وپا گیر برایش تبد یل خواهد گشت . وتنها به دو مورد که در زمان وقوع مثل توپ پژواک پیدا نمود اشاره میکنم :
مورد اول در شهر مهاباد اتفاق افتاد زیرا همانطور که همگی مطلع هستیم در آن دوران مهاباد مرکزی بود برای خروج وورود افراد تشکیلاتی به بیرون از کر د ستان . وبه صلاح دید ک.م.ک این افراد از میان دختران بر گزیده میشدند بد لیل انیکه ترد د آنها کمتر توجه نیروهای اطلاعاتی رژیم را جلب میکرد و تشکیلات شهری مهاباد خانه ای را برای سکونت این نگون بختان اختصاص داده بود ومسول ویا یکی از مسئولین تکش مهاباد ( با کمال تاسف نامش را فراموش کرده ام )
که یکی از نور چشمی های ک.م.ک بود با دیدن این شرایط خواسته بود ادای ناصر شاه قاجار در آورده و خانه تکش را به حرمسرا
تبد یل نموده فرصت طلبانه از موقعیت سواستفاده کرده بود به کام دل رسیده بود و تا جاییکه اطلاع دارم تعداد 18 نفر ( به نازم به اشتها ) از ناصر شاه دوم به ک.م.ک شکایت کرده و ادعای حیثت نموده بودن که در میان آنها چند نفر از تشکیلات سهند قرار داشتند
اما ک.م.ک به دلیل اینکه ناصر شاه دوم برادرش از کله گنده های حزب دمکرات بود قضیه را ماست مالی کرده واز پیگیری موضوع طبق رهنمود به اصطلاح کنگره اول ( چشم پوشی از خطا ها ) سر باز زده بود و آنگاه قربانیان ناصر شاه دوم با چشم های از حدقه درآمده متوجه شدند که چه کلاه گشادی سرشان رفته است
مورد دوم در ناحیه سنندج ( مابین روستا های ذ لکه و افراسیاب * ) بوقوع پیوسته است شرح خلاصه شده ماجرا : نوجوان رعنایی که در تدارکات تکش سنندج مسئولییت داشت متوجه ویشود که در تور امنیتی قرار دارد بلافاصله به همراه دوست د خترش شهر را ترک کرده و خود را به مقر های کومه له میرسانند اما در کمال نا باوری پس از مدتی متوجه میشود که قاپ دوئست دخترش توسط یکی از ناسیونالیست های شر مگین که در آن دوران برای خودش کپ کپه ودب دبه ی بهم زده بود دزده ه شده و دیگر اورا تحویل نمیگیرد این فرد تشکیلاتی با مشاهده این اجحاف و سوء استفاده از موقعیت تشکیلاتی توسط فرمانده نظامی عنان تحمل از دست داده وبا ویران کردن مدینه فاضله اش با آغوش باز به سراغ تور امنیتی و عوامل اطلاعاتی که دلخور از دست دادنش بودند رفته هر آنچه را در اختیار دارد در طبق اخلاص نهاده و دودستی به آنها پیشکش میکند .
با بررسی این موارد به این نتیجه میرسیم که اگر ک.م.ک با احساس مسئولییت با فرصت طلبان مذ کور برخورد منطقی واصولی میکرد و نتیجه آنرا تئوریزه نموده به بدنه تشکیلات منتقل میکرد . بطور یقین ما شاهد اتفاقات افتضاح امیز اردو گاه در مورد زنان
یا . نبوده و یا در سطحی بسیار نازل آنرا مشاهده میکردیم .
با کمال تا سف تاکنون بعد از نزدیک به سه دهه اردوگاه نشینی تا کنون نه تنها ک.م.ک بلکه هیچ یک از ساکنان دور ونزدیک
این چاهی که کو مه له در آن سقوط کرد به نقد وبر رسی این معضل نه پرداخته است من که چشمم آب نمی خورد که ک. م.ک به این مهم تن به دهد اما بدنه کومه له باید استین همت را بالا زده و این موضوع قبل از این که مرور زمان خاطرات را در حافظه له بکند
آنرا به روی کاغذ سفید که به اندازه کافی در اختیار دارند منتقل نموده تا در تاریخ درج گردد و آیندگا ن از انچه در اردوگاه گذشته است مطلع شوند و نسل جدید که پا به عرصئه مبارزه طبقا تی می گذارد از تکرار این نا کا می ها اجتناب ورزد .
زیر نویس ها :
(1 ) : این دو جروه با عنوان های چرا پراکند ه ایم و چگونه متحد شویم منتشر شده بود .
(2) : شورش : اولین نشریه ی تئو ریک که کومه له اقدام به نشر آن کرده است .
(3 ) : آموزش گاه پیشمه رگا یه تی : محلی بود که به آمو زش نیروهای جدید که میخواستند به صفوف پیشمه رگان به پیوندند
اختصاص داده شده بود دورهای آموزشی یک ماهه بود که بطور فشرده به این افراد نحوه حمل اسلحه سبک واستفاده از آن و تاکتیک و تکنیک های که مورد استفاده ی پیشمه رگه بود تدریس میشد و در جوار آموزش نظامی برنامه واسا سنا مه کومه له تبلیغ میشد .
کلما ت ستاره دار
* مردم عادی منطقه لطیفه های بسیار ی در این رابطه درست کرده و ورد زبان محافلشان گشته بود
•* *شخصی که مرتکب این عمل شنیع شده بود و سپس خو د را تسلیم نموده بود برحسب اتفاق مدت دوروز در سلول مجاور سلول من
در باز داشتگاه اطلاعات سپاه سنندج به سر برد و جریان واقعه را برایم تعریف کرد .
•* ** به اظهار کسانی که در اردوگاه شاهد ازدواج های انجا بوده اند 90% از این پیوند های اجباری در اروپا منجر به جدایی گشته است . !!!
• نمایه ها :
• ن . ش : ناسیو نالیسم های شرمگین که ابراهیم علیزاده متعقد است که سویالیسم ها مرد سلار می باشند !!
• ک.م.ک : کمیته مرکزی کومه له

Saturday, 9 October 2010

تاریخ سی ساله کومه له برداشت وروایت ابراهیم علیزلده -4




تاریخ سی ساله کومه له

برداشت و روایت ابراهیم علیزاده
بخش چهارم

لطمات جبران نا پذ یر چشم پوشی ک.م.ک

برای روشنگری بیشتر در رابطه با چشم پوشی ک.م.ک یادآوری این نمونه عینی را که خود شاهد آن بوده ام ضروری میدانم : در

سال 61 ( باپوزش تاریخ دقیق اتفاق را فراموش کرده ام) زمانیکه ع. مهتدی مغازه دونبش مارکسیسم انقلابی !!! را باز نموده بود ویک خورجین از کالای جدیدش را بر دوش گذاشته و گرد وخاک بسیاری به پانموده ابتدا باتشکیل سمینار شمال افراد حاضر در سمینار را مرعوب خویش نموده واین را یک پیروزی بزرگ برای خودش وباندهمراهش محسوب میکرد سپس با این دستاورد به ذهنش رسید که باید جنوب کردستان را ( از لحاظ تقسیم بندی کومه له ) به زیر سیطره خویش در آورد و برای انجام این مهم چهار نعل برای جمع اوری پوپولیست های جنوب به منطقه امد اما وقتیکه به روستای سه ر هویه در ژاوه رو رسید به جای م . انقلابی در یک لنگه ی خورجینش عمر ایلخانی زاده و در لنکه ی دیگر محمد شافعی را جا داده بود!!!.
آقای ساعد وطن دوست ( ماموسا یبرایم ) عضو ک.م.ک و مسئول منطقه جنوب که به اصطلاح مخالف نظریه جدید ع. م بود ودر طول سمینار زانوی ماتم بغل گرفته واز هرگونه اظهار نظری امتناع کرد( 1) . برای اینکه شاخ وشانه ی کشیده باشد و به ع .م و همراهانش بسلماند که در جنوب او همه کاره است وتوانش را به رخ آنها بکشد نیروهای زبده اش ( بخوان گوشت دم توپ) را جمع کرده و از صند وقچه مارگیریش یک طرح شناسایی پایگاه که متعلق به مدتی پیش بود در آورده و آ قای خالد احمدی را به عنوان مجری طرح وفرمانده نظامی عملیات انتصاب کرده برای تصرف پایگاه روستای ابراهیم آباد – دیواندره به انجا گسیل داشته بود و عملیات به دلیل عدم شناسایی جدید ( این موضوع را خالد احمدی فرمانده عملیات به اطلاع شرکت کنندگان در سمینار جنوب ر ساند ) و آمادگی دشمن به طرز افتضاح امیزی شکست خورد وبا کمال تاسف یازده نفر از پیشمه رگان { حبیب مسعودی-

اقبا ل زمانی دادانه- شاهرخ ناظری – محمود میرزایی-خسرو اردلان – رحیم میرزایی- عمر اسماعیلی..... اسامی چهار نفر را متاسفانه به یاد نمی آورم ) هم چون گوسفند قربانی امیال قدرت طابانه س.وطندوست گشتند و ع. م هم انگار اتفاقی نیافتاده خیلی ساده
از کنار مساله عبور کرد وخم به ابرو نیاورد . آقای ا. ع آیا شهامت این را دارید که موضع ک.م.ک که شما یکی از اعضایش بودید با
س. و که با لاقیدی افراد بدنه کومه له را به مسلخ خودکامگی خویش راونه کرد ه با صراحت بیان کنید چه بود؟
آیا وقت ان نرسیده که به اطلاع کارگران وزحمتکشان و خانواده های این قربانیان برسانید که بچه هایشان چگونه قربانی کوته فکری و
چشم پوشی شما و اعضای ک.م.ک واز جمله س. وطن دوست گشته اند زیرا با سکوتتان شریک جرم بودن خویش را اثبات کرده اید
لطمات جبران ناپذیر بی تجربگی نظامی به دلیل عدم انتقال تجارب

انفجار مقر عصر آ با د در کامیاران :
در مورخه 59 /12/27 به دلیل بی تجربگی نظامی و نداشتن دانش کافی در رابطه با جا سازی مواد منفجره از سوی کمیته ناحیه کامیاران
حوالی نیمروز در حالیکه پیشمه رگان در یک اتاق مقر ( مدرسه روستا ی عصر آباد که تنها دارای دو اطاق بود ) مشغول استراحت بودندو در اطاق دیگر عده ای از پیشمه رگان در حال ساختن مین دست ساز بودند نا گهان انفجار مهیبی روی داد و مقر به تلی از خاک تبد یل گشت و در نتیجه این نا آ گاهی از نحوه کار با مواد منفجره شش نفر از پیشمه رگان در دم جان دادند که عبارتند از ( عبدا.. قادری - مشهور به عه به افتی - مسول نظامی ناحیه- حبیب کمانگر مسول تدارکات ناحیه- مهران فخرالعلمایی- کمال صلواتی – محمد ریحانی- رضا باجلانی ) و یعقوب اسدی بر اثر شدت جراحات مداوا در مورد او موثر واقع نشد و پس از ده روز جان باخت . و عده ای هم دچار موج گرفتگی شدند در این مورد شکی نیست که در آن زمان حتی غ .م ( حه مه سور ) مسئول نظامی کو مه له هم آگاهی قابل توجهی در باره مواد منقجره و نحوه کار کرد با آن و شیوه ی نگهداری آز آن را نداشت وای به حال پیشمه رگان که اکثر شان زیر بیست سال سن داشتند و تنها دانش نظامی شان استفاده از اسلحه های سبک و تیر اندازی با آنها. !!!

دوسال بعد یعنی سال 61 مشابه این اتفاق ناگوار به فاصله دوروز در دو مفر کومه له در نواحی بوکان مفر تازه قه لا وسقز مقر
قروچای تکرار میگردد. که در تازه قه لا ( محمد یعقوبی- ابراهیم ایلخانی زاده-مناف بدیعی – کریم سوری- و قادر رشیدی آذر
متاسفانه جانشان را از دست میدهند ) و در مفر قروچای ( عطا قرآ نی – توفیق روژ – عمر جمیانی – و عباس حسنی قربانی میگردند ) چرا قربانی .
برای اینکه اگر ک.م.ک ذره ای احساس مسئولیت میکرد و برای جان انسان ها ی عدالت جو که تنها شور وشوق و جو حاکم بر کردستان آنها را به پیشمه رگه ی کو مه له تبدیل نموده بود .از کمیته ناحیه کامیاران گزارش حادثه مقر عصر-
آباد خواسته و آنرا نقد وبررسی مینمود واز سوی دیگر از تجارب جنبش ها ی آزادی خواه نظیر فلسطین و ظفار و امریکای لاتین
که سابقه ی طولانی در استفاده مواد منفجره و طرز نگهداری از آنرا داشتند جمع بندی نموده و در اختیار همه پیشمه رگان کومه له قرار دهد
. احتما ل تکرار این تلخ کامی ها به حداقل ممکن میرسد ودر نتیجه تلفات نیروی انسا نی به این ابعاد فاجعه امیز نمیرسید
آیا ک.م.ک. و ا.علیزاده با استفاده از رهنمود تشکیلاتی چشم پوشی از خطا های گذشته و استفاده از پیشمه رگان کو مه له هم چو
گوشت دم توپ مسئول مستقیم کشته شدن افراد نام برده در دو مقر تازه قه لا و قروچای نیستند.
آیا شهامت این را دارند که به کارگران و خانواده های این عزیزان بگویند که بانی و مسبب اصلی این لطمات جبران نا پذیر ما هستیم به
دلیل آنچه در بالا شرح داده شد .
آ یا در این همه کنگره های موفقیت آمیز ( 1+13) !!!؟ که برگزار نموده اند و ا.ع رنج خواندن گزارش کار ک.م.ک را در اکثر کنگره
ها کشیده اند .برای یک بار بله فقط یک بار این افتضاحات سیاسی درج نموده اند تا ایندگان بدادند که این خود نخبه خواندگان
چه گلی بر سر جامعه کردستان زده اند . در بخش تکش * هم از این اتفاقا ت داریم که بعد ا به آن خواهم پرداخت .

تاکتیک اعزام نیرو به پشت جبهه ی دشمن
به یاد سیف ... قا دری ( سیفه یه مینانی ) اولین قربانی این تاکتیک

در اواسط سال 61 زمانیکه پیشمه رگان کومه له بر اثرفشار نظامی رژیم روز به روز از مناطق پر جمعیت روستایی دور میشد ند
ک.م.ک برای مقابله با این فشار و و در خیال خام خویش نیرو های دشمن را متوجه دفاع از داخل مناطق اشغال شده بنمایید این تاکتیک را بدون محاسبات لازم در مورد 1- چه مدت این نیرو ها می توانند در منطقه خود را حفظ کنند 2- توان افراد برای راهپیمایی های طولانی و جا به جایی های سریع در وقیتیکه دشمن محل آنها را شناسا یی میکرد تا چه حد است. 3-برای اسکان* و حمل ا فراد زخمی چه امکاناتی در اختیار دارد و می تواند بر روی آنها حساب باز کند 4- با توجه به کمبود شدید پزشک در کومه له
پزشک یار همراه نیرو های مستقر در پشت جبهه تا چه اندا زه می تواند مفید واقع گردد با توجه به دانش پزشکی اندک و عدم
امکانات دارویی و فراهم کردن درمان 5- فراهم کردن تدارکات مورد نیاز پیشمه رگان 6 چگونگی مقابله با محاصره کامل از سوی
نیرو های اشغا ل گر
بهر حال این تاکتیک ابتدا در اطراف کامیاران به مرحله اجرا در آمد و بعد ها به مناطق دیگر سرایت کرد و تنها دست آورد ان
برای کومه له هرز دادن نیرو در مقیاس گردان شمارش روز افزون تسلیمی ها و تسلیحات موجود .برای اثبات این مهم یاد آوری
آن به ا.ع که آگاهانه از بازگو کرد نشان به دلیل ساده مسئولیتش در قبال به مسلخ فرستادن پیشمه رگان به ذکر چند نمونه ی چشم گیر اکتفا میکنم :
گردان 22 ی ورمی ( تعداد قربانیان 25 الی 35 نفر )

گردان شوان ( 75 نفر )

گردان دالاهو ( 11 نفر )
در گروه های چند نفره تعداد برایم ناروشن است
همچنین از امار زخمی ها ومعلولین بی خبرم .


مرداب وابستگی و مواضع متنافض ا.ع

در ص:179 . ا.ع چنین میگوید:به اعتقاد من هر حزب ضعیفی که با حکومت قدرت مندی ارتباط بر قرار کند در عمل نمی تواند استقلال تصمیم گیری داشته باشد بستگی به نوع وابستگی مجبور است تن به سازش های بدهد ( چشم بسته غیب میگوید )

اما ارتباط حزبی که خود را کمونیست (2) معرفی میکند با دولتی نظیر اسراییل یعنی خودکشی سیاسی حزب مذکور..!!!
اقای علیزاره شما که لا لایی بلدید چرا خوابتان نمیگیرد . چه تفاوت ماهوی بین دولت بعث عراق و اسراییل وجود دارد ؟هدایت و رهبری شما وک.م ک ( که شبیه گروه کر در ارکستر موسیقی عمل میکردند تا یک ارگان رهبری ) کومه له را دو دستی در دامن دولت بعث قرار دادید وابسته اش نمودید سازش کارش کردید و بنا به تعریف خودتان وادار به خودکشی سیاسیش نمودید.

در ادامه میگوید : در باره ی عقب نشینی اجباری تا خاک عراق هیچ چشم اندازی نداشته اید . این بسیار طبیعی است باز تاب هر چپ روی اجتناب ناپذ یر به راست روی منتهی میگردد ( کتاب چپ روی بیماری کودکانه اثر بسیار وزین لنین را مطا لعه کنید تا بهتر به عمق قضیه پی ببرید ) . ک.م.ک نقد ش را از حرکت چریک های فدایی در رابطه با شعار مبارزه مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتیک براساس نوشته مسعود احمد زاده در کتابی بهمین عنوان در مرز بندی با آنها در طاقچه فراموشی نهاده و خود در پراتیک به دام آن افتادید درست شبیه انسانی که در مرداب می لغزد و هرچه تلاش میکند که خود را به سطح باتلاق برساند بیشتر در آن فرو میرود و چنانچه همگی به آن وافق هستیم نتیجه منفی خواهد بود.
زیرا بدون چشم انداز به مبارزه مسلحانه اقدام کرده اید. تحلیل علمی ومنطقی از اوضاع سیاسی و اقتصادی منطقه و جهان نداشتید دلیلش هم روشن است سازمان یا حزبی که به هر علتی به مبارزه مسلحانه روی میاورد باید به همان اندازه که به پیشروی و پیروزی فکر میکند وخود را سازمان میدهد به همان مقدار هم باید به شکست وعقب نشینی فکر کندو برای آن برنامه ی منظم وزمانبندی شده داشته باشد .

غلتید ن در طاس توهم !
!
دلیل دیگر این افتضاح سیاسی از جانب ک.م.ک ارزیابی نادرست آز تاکتیک عقب نشنی نیرو های نظامی ج.ا به داخل پادگان ها ونقاط استراتژی شهر ها در کوردستان بود در دامی که طراحانش لیبرا لها وحز ب توده بودند غلتیدید. و آنرا در اذهان عمومی پیروز ی جلوه دادید و شتاب زده که مبادا از حزب دمکرات جا بمانید به داخل شهر ها باز گشتید و اقدام به
دایر نمودن مقر کرده و سر خوش از باده نا آگاهی سیاسی و نظامی ( در حد رهبری چنین مبارزه ای ) مشغول خورده کاری های روز مره شدید و هوا داران به اصلاح مخفی و نا آگاه به مقر سر میکشیدند. و آنگاه که رژیم به اهدافش از این تاکتیک رسید و
ارزیابی کامل از توان نیروی انسانی کومه له ( هواداران تشکیلاتی و پیشمه رگان ) و پایگاه اجتماعیش در میان مردم را بدست اورد . دو باره و این بار با هدف نا بودی کامل این نیروی عظیم اجتماعی به یورش حساب شده دست زد . بنابراین دلایل استقرار حاکمیت ضد انقلابی ج .ا در کردستان بر اثر ندانم کاری ک.م.ک ( حزب دمکرات بنا به ماهییتش عمل میکرد ) بسیار زود تر تثبیت شد . تشکیلات شهری کومه له در همه شهرها ی کورد نشین توسط عموامل ریز ودرشت اطلاعاتی وهمکاری مکتب قران (پیروان احمد مفتی زاده ) و جاش * ها ( رژیم با سوء استفاده از فقر اقتصادی حاکم شده بر این مناطق که به وجود آورنده ی فقر فرهنگی میباشد موفق به جذب این لایه از ساکنان منطقه میشد ) شناسایی ودستگیر نمود و زندان ها را از انها آکنده کرد عده ی را به جوخه های
اتش سپرد و پیشمه رگان را وادار به اردوگاه نشینی در زیز پرچم بعث نمود .
مقد مات وابستگی

درص195 در باره ارتباط با حزب بعث : در پاراگراف دوم ا.ع چنین شرح میدهد – در کنفرانسی که شش ماه بعد از کنگره دوم کومه له در روستای علم آباد از توابع بوکان برگزار گردید قعطنامه ارتباط با بعث تصویب گردید و فرار براین شد که باید با اتحادیه میهنی تماس گرفته شود و نظر آنها را جویا شویم ؟ نیازی به گفتن نیست که هر کسی این جمله را بخواند شوکه خواهدشد.
چرا وبه چه دلیل کومه له باید از اتحادیه میهنی کسب تکلیف کند؟ آیا کومه له یک سازمان وابسته به ا. م بوده وک.م.ک بدنه
تشکیلات و کارگران را از آمر مطلع نکرده است!!؟ دلیل این سکوت باید توضیح داده شود
.
در ادامه همین مطلب ا.ع چنین میگوید: و از چند نیروی چپ ایرانی نظر خواهی کنیم – پرسشی که با ید مطرح شود این است که چرا از پیوست کردن این عکس ا لعمل ها خود داری کرده اید؟ مشخاصات نیرو ها را چرا مسکوت گذاشته اید ؟
؟ ارزیابی ک.م.ک از این پاسخ ها چه بود ؟
موضوع بسیار مهمتر که در هاله ابهام نگهداشته شده موضع گیری اعضا ء در درون کومه له میباشد . آیا این طرح با مخالفت تعدادی از اعضا روبرو شد ؟ اگر پاسخ مثبت بود علت عدم درج نظرات مخالفین چیست ؟ برای نمونه : موضع گیری تشکیلات مخفی در تهران چه بود ؟
یا اینکه اعضاء بهر دلیل سکوت اختیار نموده و ک.م.ک هم طبق این ضرب المثل عوامانه ( سکوت علامت موافقت است ) ساکت بودن اعضای مخالف را نادیده گرفته و به کار خویش برای تکمیل پروسه وابستگی و پیامد های ناهنجارش ادامه داد
.
دلایل موافقت اتحادیه میهنی واتحاد مبارزان کمونیست وپیش شرط های این توافق چرا پیوست نگشته است ؟ دلیل ا.ع برای دور زدن این مساله ی مهم که پایه های فروپاشی کومه له از درون را سبب گشت چیست ؟ زیرا اگر این اسناد به اطلاع عموم وکارگران میرسید با ارزیابی ان از اهداف بلند مدت و کوتاه مدت این دو یار غار ک.م.ک مطلع گشته وبه شناخت واقعی تر از آن ها منتهی
میشد.
در ادامه ا.ع بیان میکند : که این اولین پیوند رسمی میان کومه له و دو لت بعثی عراق بوده است اولین نتیجه ممکن از این گفته اینست که بایستی تماس های غیر رسمی هم صورت گرفته باشد تا زمینه ی این پیوند رسمی اماده گشته است نکات در ابهام نگهداشته در این خصوص عبارتند از : اینکه این پیوند ها مستقیم بوده و یا اینکه واسطه دار بوده ؟ روشن نیست .زمان ومکان آن ها نا معلوم است ؟ مذاکره کنندگان معرفی نشده اند !!!؟ برای روشن شدن ا.ع این نکته را یاد آوری می کنم که طبق عرف دیپلماسی معمولا این گونه پیوند های غیر رسمی برای سبک وسنگین کردن پیش شرط های طرفین جهت برقراری پیوند رسمی میباشد

این تماس رسمی با دولت بعثی عراق سر آغاز چرخش به راست در تاریخ سیاسی کومه له است و بایستی تمام زوایای آشکار وپنهان آن در تاریخ کومه له بدون هیچ عذ ر وبهانه ی درج گردد برای نمونه تفاوت وابستگی سپاه رزگازی*{ یکی از دست آویز های کومه له برای خلع سلاح و شروع درگیری با این جریان مرتجع بود که تا جایی که حافظه ام یاری می کند چند نفر از پیشمه رگان کومه له قربانی این سیاست گشتند که فقط اسامی: علی گلچینی ( سه لاح ره ش) فرهاد لهونی ( فرهاد پاوه ی ) را بیاد دارم } با کومه له در چیست !!!


با کمال تاسف ا.ع بدون احساس مسئولیت و تنها برای رفع تکلیف به کلی گویی متوسل گشته است و کلی گویی هم نشانه آب گل آلود کردن میباشد وبرهمگان مثل روز روشن است که چه نوع افرادی به این ترفند روی میآورند.
نکاتی که به نظر نگارنده در این بخش بایستی بطور شفاف و ارائه اسناد و عکس آورده میشد که ا.ع تنها زحمت سانسور شان را بر عهده گرفته اند ( نا گفته نماند که تلاش خطیری کرده اند ) عبارتند از :
1-اسامی اعضای هیئت نمایندگی کومه له ؟
2-اعضای گروه اطلاعاتی دولت بعث چه کسانی بودند؟
3-تاریخ و محل ملاقات و مدت زمتن گفتگو ؟
4-پیش شرط های کومه له برای پیوند رشمی با دولت بعثی عراق شامل چه موضوعاتی بودند؟ چند در صد آن مورد پذیرش اطلاعات عراق ( لازم به یاد آوری است که در این گونه مذاکرات ها دولت های مربوطه از سازمان های ضدجاسوسی خویش برای پیشبرد اهداف کثیفشان استفده میکنند و هیچ گاه از سایر ارگان هایشان نظیر وزرات خارجه استفاده نخواهند نمود)
قرار گرفت و چند درصد رد گردید؟
شرایطی که اطلاعات عراق به کومه له تحمیل نمود شامل چه مواردی میشد؟ بدیهی است که آنها از موضع قدرت با کومه له بر خورد کرده اند وتا به اهداف از پیش تعین شده نرسیده باشند . سر میز مذاکره نخواهند نشست زیرا کومه له از موضع ضعف وناتوانی و به بن بست رسیدن نظامی گری حاکم بر ان به دامن دولت بعث خزیده است

آیا از گفتگوی مذاکره کنندگان نوار صوتی تهیه شده است ؟ اگر پاسخ مثبت هست چرا متن پیاده شده مذاکرات به کتاب پیوست نگشته است و اگر جواب منفی میباشد دلایل آن باید بیان گردد
.
زیر نویس ها : (1) در طول سمینار جنوب که دو روز به درازا کشیده شد س. وطن دوست در گوشه ی از سالن به دور از هییت
اعزامی از ک.م.ک زانوی ماتم بغل کرده لام تا کام حرفی بر زبان نیاورد و گروه اعزامی هم به او و نحوه برخوردش بنا به عرف
حاکم بی تفاوت بود.
(2) در این بخش روی سخن ا.ع با حزب کمونیست کارگری ایران و ارتباطشان با اسراییل می باشد

کلمات ستاره دار *
مشکل اسکان زخمی ها

در ناحیه کامیاران زمانیکه هفت نفر از پیشمه رگان در مقابله با هجوم دشمن در پشت جبهه زخمی شده بودند از بی ا مکانی
و ترس افرادمطمن از مجازات های رژیم در مورد افرادی که با کومه له همکاری کنند . مسول سیاسی ناحیه از روی ناچاری
زخمی ها را در خانه ی پدرش پنهان نمود. خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل .
جا ش : در فرهنگ مبارزاتی ملت کورد به افرادی اطلاق میشود که به همکاری با رژیم ج.ا به هر دلیلی مبادرت میکنند.
تکش : کوتاه شده ی تشکیلات کمیته شهر یا به عبارت دیگر تشکیلات مخفی کومه له در شهر ها .
سپاه رزگاری : نام جریانی است که در اوایل انقلاب شیخ های مرتج ساکن و حاکمین غیر رسمی هه ورامان با استفاده از
تسلیحاتی که دولت بعث در اختیار آنها قرار داده بود شروع به مسلح کردن دراویش نا آگاه وبی خبر از همه جا نمودند و شیخ ها از آنها که مرید بدون چون وجرا یشان بودند در رسیدن به اهداف و سرکوب مخا لفین خود و در صورت مطرح شدن بندوبست با رزیم ج.ا می خواستند بهره برداری کنند این نام دهن پر کن را برای جذب نیرو انتخاب کرده بودند .

نمایه ها :
ک.م.ک. : کمیته مرکزی کومه له
ا.ع : ابراهیم علیزاده دبیر اول کومه له
ا.م : اتحادیه میهنی ( یه ک یه تی )
ع.م. : عبد اله مهتدی هدایت وکنترل ک.م.ک را تا زمان جدایی بر عهده داشت .
س.و : ساعد وطن دوست عضو ک.م.ک و مسئو ل کمیته جنوب
غ.م : غلام حسین مراد بیگی عضو ک . م.ک و مسئول نظامی کومه له

ادامه دارد .

Friday, 8 October 2010

سال روز تیرباران شدن چه گوارا


هشتم اکتبر مصادف است با سالروز تیر باران شدن ارنستو چه گوارا پزشک انقلابی دهه ی پنجاه
فرن بیستم در بولیوی
در زیر نامه ای از این انقلابی خستگی نا پذیر خواهد آمد که به زبانی ساده موضعش را در رابطه با شخصی که تاریخ انقلاب را می نویسد به روشنی بیان می کند
یادش گرامی باد
با مهر بسیار : بهزاد



نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی






رفیق پابلود یاز – گوتزالس

مرکز حفاری نفت کوئنجا، ماخاکوتا، کاماکوای





پابلو،

مقاله ات را خواندم و از اینکه از من به نیکی – فکر می کنم که بیش از اندازه به نیکی – یاد کرده ای سپاسگزارم. بعلاوه بنظرم می رسد که از خودت نیز بیش از اندازه به نیکی یاد کرده ای. نخستین چیزی که یک انقلابی که تاریخ می نویسد باید انجام دهد این است که همانطوری که انگشتان بدستکش می چسبد، به حقایق بچسبد. تو اینکار را کرده ای، منتها دستکش ات دستکش بوکس بود. و این کافی نیست. بنظرم مقاله را از نو بخوان. آنچه را که فکر می کنی حقیقت نباشد، حذف کن. درباره آنچه مطئمن نیستی که حقیقت است احتیاط بخرج بده.







با دروردهای انقلابی – یا مرگ یا میهن

ماژور ارنستو چه گوارا "هاوانا" ۲۸ اکتبر ۱۹۶۳

Monday, 4 October 2010

تاریخ سی ساله کومه له برداشت وروایت ابراهیم علیزاده 3

تاریخ سی ساله کومه له


برداشت و روایت : ابراهیم علیزاده

بخش سوم

در صفحات 73و74و75و 76 کتاب ا.ع آمده است

اولین گرد همایی بنیانگذاران
در باره اولین گردهمایی بنیانگذاران تشکیلات ا. ع سخن میگوید که آنرا بصورت اغراق آمیزی کنگره می نامد چرا!!؟ برکسی معلوم نیست برای اینکه تعریف کنگره در ادبیات مارکسییستی به شرح زیر میباشد
:کنگره :بالاترین ارگان تصمیم گیری در حزب می باشد و کمیته مرکزی مسئول فراخوان اعضا برای تشکیل کنگره خواهد بود
( درصورت امکان حداقل هر دو سال یک بار برگزار گردد.)
لنین : پیش نویس کنگره دوم حرب سوسیال دمکرات روسیه 10 اگوست 1903 مجموعه اثار –انگلیسی جلد بیست و سوم
با توجه به این تعریف روشن از کنگره تجمع اعضای اولیه کومه له نمی تواند این مفاهیم را در بر داشته باشد و یک گر د همایی بیش نیست



تجزیه وتحلیل گذشته تشکیلات
ارزیابی ونقد فعالیت یک به یک اعضای گردهمایی در زندان و بیرون زندان
رفقای زندانی { فواد مصطفا سلطانی- طیب روح الهی – ایرج فرزاد-ع. مهتدی- محمد حسین کریمی- سعید معینی- شعیب ذکریایی } بر این عقیده بودند که رفقای غیر زندانی { ساعد وطن دوست- حسین مرادبیگی- محسن رحیمی- ابراهیم علیزاده } در انجام کار ها ی محوله کم کار ویا منفعل بوده اند اقای ا.ع اگر لطف میکرد و مباحثات گرد همایی را که توسط آقای ا. فرزاد به عنوان منشی جلسه نوشته شده است ( ا.فرزاد باره ها اعلام کرده که نسخه ای از این صورت جلسه را در اختیار دارد ) ضمیمه کتاب میکرد خواننده به کنه مطالب پی میبرد زیرا این اسناد نشان دهنده ی نحوه تفکر بنیانگذاران کومه له می باشد
!!!
در ادامه ا.ع چنین دادسخن سر میدهد: علیرغم همه ی انتقادات کنگره تصمیم گرفت که از گذشته چشم پوشی کند وبه دوران جدید گام ( بخوانید پرش ارتفاع با نیزه )بگذارد !!! نه چشم هایتان را نما لید درست دیده اید حال پرسش این است آیا چشم پوشی از گذشته فرهنگ کد خدامنشی و یا ریش سفیدی که متعلق به دوران فئودالی میباشد. مارکسیست لنینستی میباشد و مردم از آن بی خبر اند ویا اینکه برداشت شرکت کنندگان در گردهمایی از یک گام به پیش ودو گام به پس چشم پوشی از گذشته بوده است
.
بنیانگذاران کومه له سال ها شکنجه- کابل خوردن- زیر هشت رفتن- فشار های روحی وروانی بایکوت * دست کشیدن از زندگی مرفه و مقام اداری را بر ا ی چه هدف وانگیزه ی تحمل کردند که چنین آسان از ان چشم پوشی میکنند!!!؟خواننده با دیدن این همه تناقض در شرکت کنندگان گردهمایی های ( نقده- سنندج ) دچار شک وتر دید میگرد د واین سوال در ذهنش مجسم میگردد که این افرادچه مشکلی داشتند که چنین تصمیم غیر عقلانی را اتخاذ نمودند. وقییکه از گذشته چشم پوشی کردند آینده را بر چه اساسی پایه گذاری نمودند!!!؟

پیشنهاد نام (سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران- کومه له ) از جانب کدام یک از بنیانگذاران مطرح گردید و دلایل انتخاب هم از لحاظ ایدولوژی و هم از نظر سیاسی چه بود !!؟ آیا همه شرکت کنندگان با این نام موافق بودند دلایل موافقتشان چه بود.
یا انیکه فرد ویاافرادی با ان مخالفت کردند دلایل مخالفتشان چه بود ؟ آیا بدیلی برای این نام به گردهمایی معرفی نمودند؟
آیا آرم کومه له یک کار گروهی بود ویا فردی ؟ دلایل گزینش این آرم چه بود ؟ مطالبی اساسی که ا.ع بر اساس اصل چشم پوشی خوانندگان را ا ز دانستن ان محروم کرده است.
به گفته ا.ع مدتی بعد از کنگره دوم کومه له از سوی تشکیلات تهران که در آن زمان دکتر سعید یزدیان مسولیت * ان قسمت را بعهده داشته است نام ( تشکیلات کارگران انقلابی ایران ) مطرح گشته است اما ا.ع از ذکر دلایل تشکیلات تهران برای انتخاب این نام خوداری کرده است وهمچنین از بازگوکردن مخالفت ت. ت با نام ( سازمان انقلابی زخمتکشان کردستان ایران ) طبق معمول پرهیز نموده اند چنانچه همگی اطلاع دارند گروه کومه له هوادار* ( بهمن دوستی- رضا عصمتی- بیژن چهرازی- بهمن رستمی- قاسم وجاسم خراد و...... ) که گرداننده اصلی ت.ت بودند چه نقشی در این نام گذاری داشتند. و بسیار بجا می بود که ا.ع این نوشته ت.ت را ضمیمه کتاب می نمود.تا خوانندگان از نقطه نظرات ت.ت در مورد این نام که به نحوی مخالفت آنها را با تشکیل ح.ک.ا از بالا
وتوسط کادر ها انجام شد به خوبی مطلع گردند
.
در ص 134- کتاب امده است که سه جزوه به نام های : چراپراکنده ایم چگونه متحد شویم – پیش بسوی اتحاد اصولی کمونیست ها و دسیسه ی تازه بر علیه ملت کورد در سال 1969 ( 1348) منتشر گشته است که این سه جزوه پایه ای بود برای پرورش کادر های کومه له و در میان اعضا رد وبدل میگشت . در این رابطه سئولات زیر بایستی جواب داده میشد : 1- آیا این جزوه ها توسط گروهی از بنیانگذاران کومه له نوشته بود و یا اینکه بوسیله یک نفر نگاشته شده بود . 2- دلیل ا.ع از معرفی نکردن اسامی نویسندگان چه می تواند باشد ؟ 3- به چه علت از ضمیمه کردن جزوات به کتاب کوتاهی شده است؟
زیرا خواننده با نقد وارزیابی این جزوات از نظرات نویسندگانش مطلع میگردد. در اینجا باز روی سخن با ا.ع می باشد که عدم پیوست نکردن جزوات تاریخی فوق ناشی از ان تصمیم کذایی چشم پوشی از گذشته است که شما یکی از امضاء کنندگانش بوده اید و یا اینکه موضوع از جایی دیگری اب میخورد
!!!
مقد مات تشکیل حزب کمونیست ایران
در سال 1360 نقشه اصلی تشکیل حزب کمونیست ایران به کنگره ی دوم کومه له ارا ئه گردید ( ا.ع همان کتاب ) طراح یا طراحان نقشه معلوم نیست !!؟ تبین انها از اوضاع اقتصادی اجتماعی سیاسی ایران ان زمان چه بود!!؟ چه ضرورت های در آن مقطع تاریخی
تشکیل ح.ک.ا . را ایجاب می کرد ؟ نقش بد نه تشکیلات چه بود ؟ آیا از آنها نظر خواهی شده بود ؟ یا فقط نخبگان و زعمای قوم
این تصمیم را گرفته بودند ؟
کمیته تدارک ح.ک .ا

در چند جمله پایین تر به ترکیب کمیته تدارک ح.ک .ا بر میخوریم . قدری باید مکث کرد و انگشت تعجب در باره ی برخورد از موضع ضعف وناتوانی کمیته مرکزی کومه له بر دهان گذاشت . هییت کومه له شامل سه نفر میباشد 1- ع .مهتدی. 2 دکتر ج .شفیعی و شعیب ذکریای. و نمایندگان سهند 1- جواد مشکی. 2- حمید تقوایی. 3- منصور حکمت 4- خسرو داور
.
اولین سئوال که به مغز خطور میکند این سهمیه ها بر اساس چه معیار واصولی بوده است ؟ ایا بر اساس پایگاه اجتماعی و نیروی مادی که در جامعه حضور دارد ؟ که با توجه به موقعیت اجتماعی –سیاسی کومه له در ان ایام سهند اصلا قابل قیاس با کومه له نبوده و نیست به این دلیل ساده که گروه سهند تنها در اطراف دانشگاه تهران شناخته شده بود تازه انهم نه در قیاس گروه های کوجکی که به خط 3 مشهور گشته بودند نظیر چپ انقلابی- رزمندگان و وحدت انقلابی و..... غیره و جالب توجه این است که در درجه بندی که از سوی وزارت اطلاات رژیم از مخالفان ج. ا بعمل امده بود گروه سهند در رده های اخر جدول دستگیری جای داده شده بو دند و این مطلب بارها وبارها از سوی بازجویان اطلاعات در زندان تکرار میگشت زیرا اطلاعات رژیم یک تور گسترده امنیتی داشت که تمامی جهره های مورد نظرشان در ان قرار داشتند و متاسفانه تمامی اپوزیسیون ج.ا به دلیل توهم اینکه رزیم مذهبی چندان دانشی در این باره ندارد و عدم تجربه کا فی مبارزه در فضای نیمه باز سیاسی بعد از انقلاب بهمن 57 به سادگی در این تور گیر میکردند بیشترین قربایان جنایت در تابستان 67 در کشتار زندانیان سیاسی از طعمه های این تور امنیتی بودند

برای اطلاع بیشتر: این تور امنیتی در اغاز با نام طرح شناسایی ما لک ومستاجر زیر نظر لاجوردی جلاد اوین به اجرا در آمد شروع و به مرور زمان توسط وزارت اطلاعات رژیم تکمیل وتکمیل تر میشد بطوریکه گاه شخص مورد نظر زمانی در حدود سه سال در تور بود وخود متوجه نمی شد و انوقت که اطلاعات به اهدافش میرسید فرد مذ کور به دلایل واهی از جمله مشکوک به اعتیاد و... غیره دستگیر میشد .
برای اثبات قضیه دو مورد را که در زاندان سنندج با ان برخورد داشتم یاداور میشوم 1 جمال چراغ ویسی از ت. شهری کومه له در سنندج که مدت سه سال در تور بود وبعد از سخرانی در روز جهانی کارگر در پاساژ حبیبی سنندج که به همه رابط های او پی میبرند سر تور را به هم آورده واو را دستگیر میکنند
2- نصرا.. خوش خو اهل مریوان و مسئول تشکیلات اقلیت در غرب ایران ( که با کمال تاسف هردو اعدام گشتند ) حال بر گردیم به مورد منصور حکمت ایشان هم در تور قرار داشتند و زیر نظر و این کار توسط مغازه دار نزدیک خانه ای که م.ح در ان زندگی میکرد و از این محل مایحتاج خویش را تهیه می نمود انجام میشد و این فرد انقدر به م.ح نزدیک شده بود که میدانست هر روز در چه ساعتی به موسقی مورد علاقه اش ( موسقی پاپ) گوش میدهد. این تنها مشتی از خروار میباشد
.
حال به گفته یکی از پیشمه رگان قدیمی کومه له یک علامت سئوال به پهنای ایران در ذهن خواننده ی کتاب شکل میگیرد که چرا ک.م .ک این چنین مرعوب این گروه کوچک و ناشناخته گشته و زبونانه زیر سیطره آنها قرار گرفته است !!! واز همان گام نخست میدان را به سهند واگذار نموده است .
به این دلیل روشن فقط از ک.م.ک نامبرده میشود زیرا در تشکیل ح.ک.ا بدنه تشکیلات هیچ نقشی نداشته و تنها در حد سیاهی لشکر وانهم در زمان شعار دادن از انها استفاده گشته است . حتی عده ای از اعضای ک.م.ک هم قویا با این حرکت از لحاظ بینشی مخالف بوده و برای حفظ موقعیت تشکیلاتی از ابراز مخالفت چشم پوشی{ رهنمود تشکیلاتی به اصطلاح کنگره ی اول کومه له } نموده وبه دنباله رو جریان غالب تبدیل شدند وبهترین دلیل برای اثبات این ادعا موضع گیری آنها پس از گسستن شیرازه کار ها ازهم و انشعابا ت پی در پی که در این جریان اتفاق افتاد. ماهیت واقعی خویش را که سال ها فرصت طلبانه زیر نقاب حفظ تشکیلات پنهان نموده- اشکار کردند این افراد باید بداند که جامعه و تاریخ این فرصت طلبی را بر انها نخواهد بخشید و ماهیت آنها انطور که بوده در
تاریخ درج خواهد گردید

زیر نویس

ا . ابراهیم علیزاده
بایکوت : به نظر من باز تاب بینش خرده بورژوازی می باشد که در مواردی برای تحت فشار قرار دادن شخص ویا گروه خاطی
در زندانهای رژیم سلطنتی توسط زندانیان سیاسی که اکثر آنها از قشر خرده پای شهر وروستا بودند مورد استفاده قرار می گرفت در زندانه ج. اسلامی بر علیه توابین بکار گرفته میشد . و
نتیجه اش کوتاه مدت بودو فرد خاطی را پیشتر به طرف زندانبان و بلطبع رژیم سوق میداد و گاهی هم طرف برای مقابله با
جو غیر قابل تحمل زندان از بودن با زندانی های سیاسی چنین بی منطق . بودن در زندان عادی را بر ماندن در زندان سیاسی ترجیح میداد که کاک فواد این راه دوم را برگزید . چرا .!!؟ جریان از این قرار بوده که کاک فواد بعد از دستگیری با اتهام ؟ در زندان به دلیل بی تجربگی و عدم اطلاع رسانی از جانب دیگر زندانیان با تجربه به او در باره ترفند های زندانبانان . او و ع. مهتدی
تصمیم میگیرند که در مراسمی که از طرف زندان به مناسبت تولد شاه بر گزار میشود شرکت کنند تا مورد عفو فرار گیرند به این دلیل که د ر زندان ماندن را بی فایده ارزیابی کرده بودند این مطلب را هم به طیب روح الی گفته بودند که ایشان مخالفت کرده بود واز نظر زندانیان این حرکت راست روی بوده و آنها با چپ روی ( بایکوت ) با آن برخورد میکنند . و کاک فواد بعد از مدتی که دیگر محکوم به زندان در زندان میشود و فضا برایش غیر قابل تحمل میگردد با توجیه اینکه برای خانواده اش بسیار کار شاقی است که هر ملاقات از مریوان به سنند ج و از آنجا به تهران بیایند تقاضای انتقال به زندان سنندج را نمود که با موافقت زندان بانان روبرو شده به سنندج میرود و این راست روی بسیار او را آزار میداد وتنها فرد سیاسی در زندان عادی سنند ج بود تا اینکه در سال 57 برای زدودن راست روی پیشین و اعلام موجود یت دوباره و دفاع از شخصیت سیاسیش در اعتراض به شرایط نا مساعد زندان وهمگامی با تظاهرات مردم در خارج از زندان دست به اعتصاب غذا زد و بعد از 24 روز با ر سیدن به بخشی از خواسته ها یش از ادامه آن خوداری نمود . و این حرکت چپ روی مجسوب میشود در برابر راست روی قبلی. اما نکته قابل تامل اینست که ک.م.ک آگاهانه به مدت سی سال این جریان را مسکوت گذاشته تا این که از جانب برادرانش موضوع افشا شد آنگاه ایرج فرزاد و ا.علی زاده با توجیهات خود ارضا کن و با شتاب موضوع را تایید نمودنند. این موضوع پیش پا افتاده ای است و هر انسان مبارز و حتی رهبرانی چون کاک فواد را گریزی از ان نیست و تنها با نقد بی رحمانه ی این موضع گیری هاست از تکرار ان جلوگیری میشود نه با پنهان کردن ا ن و کاک فواد را چون امامان معصوم و عاری از هر گونه خطای به توده های مردم واز جمله بدنه نا آگاه تشکیلات معرفی نمود واین انعکاس ایده الیسم جا خوش کرده در اعماق مغز انسان های روشنفکر جامعه واز جمله ک.م.ک می باشد

*
دکتر سعید یزدیان : زندانی سیاسی دو رژیمه که بعد از اینکه ع. مهتدی به رهبری کو مه له انتصاب گردید و او باند خودش را در ک.م.ک جا داد دکتر سعید یزدیان را به مسولیت ت . تهران انتصاب کرده و دکتر هم امین رنجبرو طیب روح الهی را که گوش به فرمانش بودند به عنوان دستیارنش بر گزید ( باند بازی هم یکی از نقاط ضعف نیرو های چپ در ایران بوده وهست که باید نقد و بررسی گردد) علت دستگیری ایشان رابط تشکیلاتی سهند بود که هر دو در زیر پوشش داروخانه با هم کار میکردند زیرا تخصص یزدیان داروسازی بود و شخص رابط هم دارو فروش و دکتر در طبقه بالای همان داروخانه زندگی میکرد.
یک روز که این شخص عازم محل کارش بود بر حسب بد بیاری در آن روز مجاهدین خلق در آنجا بمب گذاری کرده ونیروهای امنیتی رژیم هم برای دستگیری آنها منطقه را محاصره نموده هر که را که مشکوک تشخیص میدادند دستگیر میکردند و همکار دکتر هم دستگیر میشو د واز ایشان میپرسند چه کاره هستی؟ میگوید که کارگر هستم وبعدا لاجوردی میگوید که بروید خانه اش جستجوکنید و وقتی که اطلاعاتی ها به منزلش هجوم میبرند تعداد زیادی اثار کلاسیک مارکسیستی پیدا میکنند و او را به اوین برگردانده زیر کابل میبرند واو هم تا مدتی میتواندتحمل کند وبعد اطلاعاتش را تخلیه میکند و از طرف دیگر از طریق تشکیلات به دکتر خبر میدهند که داروخانه لو رفته وشما باید تا ساعت یازده انجا را ترک کنید که دکتر به این اخطار اهمیت نمیدهد !!؟ ودر همان شب دستگیر میشود و چون ناراحتی قلبی داشت در زیر کابل خوردن بی هوش میشود وبلافاصله اورا به بیمارستان اوین میبرند و دکتر شیخ اسلامی متخصص قلب اورا تحت عمل جراحی قرار میدهد و از مرگ حتمی نجات میدهد وپس از آن انگیزه ی برای مقاومت در خود نمی بیند به همکار رژیم تبدیل میشود و تا سر حد بازجویی از افرادتشکیلاتی سقوط میکند و زنده یاد رفیق جانباخته رضا عصمتی با اوبرخورد کرده بود در هنگام بازجویی و به اوگفته بود این کار شما واقعا شرم آور است و بدانید که از اینجا زنده بیرون نمیروید که در پاسخ گفته بود میدانم که رژیم مر ا هم میزند اما دیگر انگیزه برای دفاع ندارم و او هم اعدام شد .
گروه کومه له هوادار : یکی از گروه های موسوم به خط سه بود که مواضع شان بسیار به کومه له نزدیک بود وبا این نام در تهران وخوزستان با کومه له همکاری میکردند
م.ح منصور حکمت که از دانشجویان خارج از کشوربود وهمچنین یکی از تشکیل دهندگان سهند. برای اطلاعات بیشتر در موردش میتوانید به سایتی که به نامش اختصاص داده شده مراجعه کنید
.
ت.ت : تشکیلات مخفی کومه له در تهران

ادامه دارد
با مهر بسیار : بهزاد

تاریخ سی ساله کومه له برداشت وروایت ابراهیم علیزلده



تاریخ سی ساله کومه له


برداشت وروایت ابراهیم علیزاده
بخش دوم
عقب نشینی شتاب زده از سنندج


در رابطه با بی تجربگی نظامی باید به عقب نشینی شتاب زده و بدون برنامه ریزی منظم از: قبیل اماده کردن محل های مشخص وتدارکات کافی برای استقرار نیروی نظامی غیر منظمی که مجبور به ترک شهر میشد اشاره نمود زیرا تا رمانی که نیروهای ج.ا کوه آبیدر به اشغال خود در نیاوردند شعار جنگ تا اخرین نفر واخرین گلوله در مقابل یورش رژیم بود اما بعد از اشغال آبیدر متوجه شدند که شعار خیلی ذهنی وتوخالی است بسرعت اعلام کردند که باید عقب نشنی کنیم و با توجه به اینکه جنوب وغرب وشرق شهر در اختیار دشمن بود تنها شمال شهر یعنی کو چکه ره ش مسیر عقب نشینی انتخاب گردید که فرماندهی نطامی به عهده رفقایی جانباخته کاک شوان و کاک خسرو رشیدیان ومسولیت سیاسی ایوب نبوی بود و از طریق بنکه ها به افرادی که ماندنشان خطرناک بود اطلاع داده شد خود را به کوچکه ره ش برسانند که عبارت بودن از اعضای بنکه ها وهواداران شناخته شده و پیشمه رگه های کو مه له
که تامین امنیت مسیر را عهده دار شدند با تاریک شدن کامل هوا عقب نشینی اغاز شد و تمام مدت شب ادامه داشت با روشن شدن هوا وقتیکه مسولین مطمن شدند که دشمن در تعقیب انها نیست در یک روستا اعلام استراحت شد وپس چند ساعت همه افراد را در محوطه باز روستا جمع نموده و رفیق جانباخته ایوب نبوی پس از یک سخنرانی کوتاه که به توضیح شرایط وعلت عقب نشینی اختصاص داشت چنین اظهار داشت : کومه له دو راه به شما پیشنهاد میکند 1. پیوستن به صفوف پیشمه رگان کومه له
2. کسانی که خواهان پیشمه ر گه شدن نیستند .ما یل هستند به شهر های خارج از کردستان عزیمت کنند کومه له در حد توان شرایط عبور را فراهم میکند در خلال سخنرانی رفیق حانباخته کاک ناسح مردوخی تعدادزیادی از گردهمایی عکس گرفت که در آرشیو کومه له باید موجود باشد
اکثریت اقرادراه دوم را انتخاب کردندو راهی شهر ها شدند و بیشترینشان به تهران رفتند و در انجا در حول وحوش تشکیلات کومه له در تهران پرسه میزدند وتعدادی هم به فعالیت منظم تر در قالب هواداران تشکیلاتی به خرده کاری های معمول از قبیل جمع آوری دارو و لباس وکمک مالی و بخش خبرنامه در حوا لی دانشگاه تهران وپارک های اطراف مشغول بودند. { در جریان ضربه خوردن تشکیلات تهران تعدادقابل توجهی از انان دستگیر شده وعده ی تیرباران (شریف خدامراد پور- احمد ظریفی- جمیل یارالهی) گشته وبقیه به حبس های طولانی مدت محکوم گشتند.}
برای سکونت واستراحت شبانه این افرادبه سه گروه تقسیم میشدند . گروه اول: که فامیل نزدیک و سببی داشتند ودر خانه ی آنها اطراق میکردند . گروه دوم : کسانی که دوست واشنا داشتند واز امکاناتشان استفاده میکردندو این خانه ها تقریبا شبیه بنکه ها در سنندج بود و در شب محل جر وبحث های متداول ان دوران . گروه سوم : که فاقد شرایط فوق بودند وبه لشکر کارتن خواب های تهران ملحق شدند که به دلیل شرایط سخت زیستی نتوانستند زیاد دوام بیاورند وبه دودسته تقسیم گشتند یک دسته از روی اجبار و غیر قابل تحمل بودن مساله تسلیم شدن به کوه برگشتند و دسته دیگر راه تسلیم شدن را برگزیدند( از طریق در یافت امان نامه){ بررسی موضع منفعلانه و دنباله روی از شرایط در باره تسلیم شدن را از سوی ک.م.ک در جایی دگر مطرح خواهم کرد}
تهاجم ساواک ودستگیری بنیانگذاران کومه له
درص 54 آقای ا.ع در باره تهاجم ساواک چنین میگوید:در سال 1353 خورشیدی رهبران کومه له متحمل ضربه سنگینی از سوی ساواک شدند و اکثریت اعضای تشکیلات به زندان افتادند حال از آقای ا.ع میپرسم اگر خود شما چون کسی که علاقه مند به تاریخ جنبش چپ وکومه له این جمله خبری را مطالعه بکنید گوینده اش را چگونه ارزیابی میکنید!!!؟
در رابطه با نسل جوان ومبارز که میخواهد پا به عرصه ی مبارزه دشوار طبقاتی بگذارد و مرتکب اشباهات نسل پیشین نگردد
اولین کاری که باید انجام بدهد اینستکه تاریخ مبارزه طبقاتی را با دقت ووسواس نقد وبررسی کند و از نقاط قوت تجربه کسب واز تکرارنقاط ضعف اجتاب ورزد. که در گفته ا.ع اثری از ان دیده نمشود. به نظر نگارنده آنچه
که آقای ا.ع بدون هیچگونه توجیه وسانسور ومحافظه کاری در رابطه با تهاجم ساواک بازگو میکرد عبارتند از : 1 اسامی افراد دستگیر شده.2- محل دستگیری وعلت آن 3-.چه شخصی اولین بار دستگیر گشت در کجا و به چه دلیل بازداشت شد. 4 نفراتی که بعداز این فرد دستگیر شدند چه کسانی بودند. 5- علت دستگیر ی ها سهل انگاری و رعایت نکردن موارد امنیتی بود ویا اینکه عوامل نفوذی انها را لو داده بودند ویا اتفاقی دستگیر گشتند.
برای روشن شدن ا.ع در این باره به ذکر چند نمونه اکتفامی کنم

در ص 46 زندگی وزندگانی من –بخش هفتم نوشته آقای ایرج فرزاد ( که آقای ا. ع زحمت خواندن آنرا به خود نداده است )
میخوانیم :
باز داشت اول : روز 25 بهمن سال 50 از محل زندگی خود در کوی دانشگاه تهران خیابان امیر اباد شمالی راهی میدان 24 اسفند شدم تا طیب روح الهی را سر قرار ملاقات کنم من پس از دیدن طیب در میدان شروع به قدم زدن بطرف خیابان شاه کردیم وبا هم حرف میزدیم در سر یک چهار راه فرعی ما را دستگیر کردند.
بازداشت دوم: در تابستان 52 رفته بودم کوی دانشگاه که تصفیه حساب کنم و مدارکم را بگیرم که شب ریختند و تمام کوی دانشگاه را محاصره ویکی یکی بازرسی کردند و من را هم با خود بردند.
بازداشت سوم : روز 28 مهر ماه سال 53 بار دیگر دستگیر شدم و چون قبلا خبر دستگیری طیب ورفقای تشکیلات تهران را شنیده بودم ( اقای ا. فرزاد فراموش کرده اند که نام رفقای تشکیلات تهران را بنویسند ) حدس زدم که من هم بار دیگر لو رفته ام
( چطور وچگونه بوسیله چه کسی باز هم مورد لطف خود سانسوری آقای ا.فرزاد قرار گرفته است .)
سوال قابل تامل اینست که چرا ا.ع در مصاحبه اش از این اسناد استفاده نکرده اند ایا مستند نیستند بایستی با ارائ دلیل غیر واقعی بودن گفته های ا.فرزاد را اثبات کند در غیر این صورت ریگی در کفش های ا. ع وجود دارد!!!
علیرضا نابدل که هنوز تحت بازجویی قرار داردباز هم مجبور میشود نام های دیگری را در اختیار باز جویان اش بگذارد که موجب میشود تعداد زیادی از افرادی که با محفل روشنفکری صمد ودوستانش در ارتباط بودند باز داشت شوند علیرضا در این مرحله سعی میکند با هوشیاری از نام بردن کسانی که در سازمان نقشی دارند خوداری کند .
در اردیبشت ماه 1350 نزهت روحی اهنگران باز داشت میشود و تحت فشار اورا وادار میکنند با بهروز دهقانی که مخفی اما هنوز در میدان مبارزه است قرار بگذارد نزهت در مکالمه ی تلفنی سعی کرده است بهروز را متوجه ماجرا کند اما بهروز حرف های اورا به شوخی میگیرد و با او قرار میگذارد.
در اواخر اردیبهشت 1350 بهروز در سر قرار لو رفته باز داشت میشود و پس از انکه مطمن میشود اضغر عرب هریسی که با او هم خانه است گریخته آدرس خانه را لو میدهد.
یک بار دیگر بی تجربگی سال های اولیه چریک ها ( در مورد کومه له در رابطه با تشکیلات شهری عدم جمع بندی و انتقال تجارب ) موجت میشود که اضغر عرب هریسی برای پس گرفتن دوهزار تومان ودیعه به بنگاه مراجعه کند و بازداشت شود و با بازداشت او اسامی افراد باقیمانده ی سازمان در تبریز به دست رژیم می افتد .
پس از چندی در تابستان 1350 رجیم کیاور که تحت مسولیت مناف فلکی تبریزی فعالیت میکرده باز داشت میشود و به شدت شکنجه میگردد و قرارش را با مناف لو میدهد در نتیجه اعترافات کیاور احمد ریاضی عضو دیگر تحت مسولیت مناف باز داشت میشود و سر قرار میرود و مناف را لو میدهد مناف براثر شکنجه قرارش را با مسعود احمد زاده میگوید و احمدزراده دستگیر میشود
مطالب مربوط به ضربات ساواک به چریک های اولیه در نوشته ای تحت عنوان شاخه ی تبریز به قلم هژبر پلاسچی دراینجا نقل گردیده است
. بسیاری از دستگیری ها واز بین رفتن گروه هاای بزرگ وکوچک بر سر عدم انتقال تجارب و گاهئ سهل انگاری های کوچک افراد بوجود میاید این مسایل شوخی بردار نیست یک اشتباه ساده به سادگی میتواند به دستگیری چندین نفر بینجامد و این موضوع پاشنه آشیل سازمان دهی تشکیلات شهر به شیوه خوشه ای بود که هم ساواک و اطلاعات رژیم جهل وسرمایه از این پاشنه آشیل نیرو- های چپ بهترین بهره را گرفتند.
زیر نویس:
کوچکه ره ش : معادل فارسی آ ن سنگ سیاه می باشد و نام تپه های است که در شمال شهر سنندج قرار دارد
برای جلوگیری از تکرار نام ها در این نوشته از مخفف اسامی استفاده نموده ام که در اینجا نام ها را برای اطلاع خوانندگان بطور کامل دوباره می نویسم :
کومه له : در زبان کوردی به معنای گروه ودسته در فرهنگ لغت تعریف گشته است در فرهنگ سیاسی ملت کورد به معنی تشکیلات وسازمان مورد استفاده قرار گرفته است و از نظر تاریخ مبارزاتی ملت کورد اولین بار توسط گروهی به نام
کومه له ژ یا نه وه کورد مورد استفاده قرار گرفت . و از تا ریخ 1357/11/26 که سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران -کومه له – اعلام موجودیت نمود بطور عامه از ان استفاده میشد و در یازده شهریور 61 که حزب کمونیست ایران تشکیل شد سازمان کردستان این حزب کماکان با این نام به فعالیت ادامه داد و پس از انشعابات متعدد هر کدام از منشعبین این نام را از ان خود میداند که بررسی این ادعا ها که به نظر نگارنده دعوا بر سر لحاف ملا ست در اینجا نمی گنجد
ا.ع : ابراهیم علیزاده ک.م.ک : کمیته مرکزی کومه له
ا.ف : ایرج فرزاد از اعضای اولیه کومه له
غ .م : غلام حسین مراد بیگی با نام مستعار ( حه مه سور ) ا ز اعضای اولیه کومه له و ا و لین فرمانده نظامی آن
ادامه دارد
بامهر بسیار : بهزاد