- روند سوسیالیستی کومه له وتوجیه تسلیم طلبی زیر لوای پلاتفرم و تقدم حزب سازی مجدد شان.
وآویزان شدن واژگونه به مارکس و وارونه کردن سوسیالیسم علمی.
ومقدم دانستن شعور بر هستی ونادیده گرفتن تقدم مناسبات اقتصادی و اجتماعی
در تلویزیون آسو سات
.
همانگونه که همگان در جریان بحرانهای وشکست های گذشته وحال چپ جهانی در مقابل حقانیت سوسیالیسم علمی
مارکس وتواریخ مبارزه طبقاتی هستید
.
وبریدن از این جنبش انقلابی وتشکیل حزب کمونیست ایران وسر آغاز بحرانهای موجود تاکنونی تمامی شاخه های انشعابی ومخرج مشترک واحد همگی در تولید وباز تولید این انحرافات ونتایج تسلیم طلبانه کنونی در مقابل مارکس و انقلاب 57 ایران جنبش انقلابی کردستان در تقدم منافع سازمانی بر منافع طبقاتی واجتماعی را هنوز یدک ودر بحران جهانی شکست چپ ویکی از موانعهای .آساسی جنبش های کارگری والترناتیو کنونی را باید جدی تر جستجو کرد
.چون در عدم اعتقاد به منافع طبقاتی والترناتیو پائین جامعه حرکت ومنافع حزبی وتشکیلاتی را مقدم دانسته وهنوز بعد 32 سال
ازانقلاب ایران و 120 سال پیش نقد مارکس از کمون وحزب سازان بلانکی وآنارشیسم در به انحراف کشیدن ویکی از دلائل شکست کمون ودر تداوم اشتباه وشکست حزب وقدرت بلشویکی واستالنینی وحزب توده وحزب کمونیست منصور حکمت ها
هنوزدرس نگرفته که اکنون هم در رقابت های سازمانی انشعابی چپ وراست به ایجاد روند وپلاتفرم سوسیالیستی ارتجاعی وناسیونالیستی وپوپولیستی که اکنون دامن گیرشان شده واز تشکیل حزب کمونیست ایران تاکنونی همگی شاخه های راست وانشعابی یدک می کشند .
وتسلیم طلبی خود را در مقابل اختلافات سازمانی وکیش شخصیتی ومعامله وسودا گرای با قدرت های سرمایه داری جهانی
وداخلی وارتجاع ناسیونالیست محلی ودهن کجی به منافع طبقاتی کارگران وجاده صاف کن سرمایه داری زیر لوای سوسیالیسم
وکمونیسم بورژازی وارتجاعی هر روزه از بوق وکرنای حزبی وسازمانی وسایت وتلویزنشان افکار عمومی را می خواهند
مسموم ومنحرف کنند.باز هم این بار با نام روند سوسیالیستی به جنبش سواری واز دور لنگش کنان دیگر بپیوند.
تا از قافله دور نمانند.
این چپ در بحران وقتی به حاشیه وانزوا واز گردونه خارج می شود که منافع حزبی وسازمانی را مقدم بر منافع طبقاتی واجتماعی می داند وبه تمامی دست آوردهای تاریخی مبارزات طبقاتی در انقلاب 57 وجنبش انقلابی کردستان وسوسیالیستی کومه له از 57
تا مقطع تشکیل حزب کمونیست زیر پوشش تسلیم طلبی مرزبندی کاذب ومن در آوردی وتوجیهی نقد ورد ارتجاعی
وناسیونالیستی وپوپولیستی تمامی تواریخ مبارزات طبقاتی جهانی وبخصوص انقلاب 57 وجنبش انقلابی وکومه له سوسیالیستی را بزیز سئو ال وتخطه می کشاند با تئوری های وارونه استالنینی وحزب توده ای تقدم احزاب وسازمان بر ماتریالیسم تاریخی علمی مارکس زیر لوای کپی کردن مارکسسیم لننیسم انحرافی ورایج ومرسوم در چپ جهانی وایرانی ومرعوب کردن کمیته مرکزی کومه له وهمراه شدن با این کاروان 14 . انشعابی رسمی واخیرآ روند سوسیا لیستی کومه له هم بر رویش
که انقلاب 57 ایران وجنبش انقلابی کردستان حاصل مبارزات طبقاتی کارگران وشوراهای تحمیلی کارگران وجنبش انقلابی ترکمن صحرا ها وکردستان وضد 2 سرمایه داری حتی نه در بستن شیر نفت ها واعتصابات کارگری وشوراهای مسلح در کردستان انقلابی برای مدت 3 سال بلکه 3 ساعت هم به سرمایه داری را نباید 2 دستی وتسلیم طلبانه ول کرد و به جمهوری اسلامی وارتجاع محلی وسرمایه تحویل داد وخود را بی وظیفه کرد
.وراهی حزب سازی کاذب در میش کپه ومالومه وسلیمانیه واردوگاه داری واروپا نشینی کرد.ومدام با همه قدرت ها مصالحه کرد حمله امریکا به افغانستان وعراق را زیر لوای ضد دیکتاتور ها دفاع وتوجیه کرد یا در مقابل تمکین به ارتجاع عشیرتی ناسیونالیستی جلالی وبارزانی سکوت کرد ویا با رققای قدیمی زیر لوای راه حل امریکائ ویاوه گویان ضد کمونیستی در محافل ومجالس همه با هم برای یکی شدن کومه له هادم خور شد.
ودر تمامی تبلیغات منافع سازمانی کو مه له را وارونه ومقدم بر جامعه وجنبش های اجتماعی وغیر واقعی کومه له سوسیالیستی57 تا 60 را عوام فریبی کرد وکادر ها وانقلابیونی چون فوادها وایوب وصدیق کمانگر ها را نه بر بستر تحولات سیاسی اجتماعی جامعه بلکه سازمانی وخلاف جایگاه وآرمان طبقاتیشان جلوه داد.
واشک تمساح هم برایشان ریخت مهم اندیشه وراه انسانهاست که ادامه باید یابد نه نشان وتقدس به آنها چه اندازه مارکس و کارگران وانقلابیون در تغیر مناسبات اقتصادی سیاسی واجتماعی جامعه نقش آفریده ودورنمای رهائ بشریت را عملآ رهنمون شده باشد باید ارج نهاد ما که تاکنون بیشتر از کیش شخصیت وخود بزرگ بینی تنگ نظری وترور شخصیت در چپ شکست کنونی هیچی را عاید نداشتیم .
وواقعآ رفقای چپ شکست کنونی ومدعای رهای کارگران ونخبگان بدونه هیچ غرض ومرض شخصی واحترام برای تان شما ها در حرف وعمل واین بحران چپ گرفتاریدواختلاف داریم .متأسف ومتأثر می شوم بعد از بیش از یک ربع قرن اخیر در آسایش نسبی که جزئ از دست آوردهای مبارزه وتواریخ مبارزه طبقاتی وتحمیلی بر سر مایه داریست در جهان واروپا عده ای هنوز نتوانسته اند رو خوانی آثار ارزش مندی چون مارکس انقلابی و.......را درست به جامعه ونسل آینده منتقل کنند
وهنوز رسالت طبقاتی کارگران را بعنوان نیروی مولده اساسی ونان آور جامعه طبقاتی را شایسته نیروی محرکه انقلاب ونابودی جامعه طبقاتی وسزاوار جامعه غیر طبقاتی نمی دانند.والترناتیو های غیر کارگری وبورژوازی وارتجاعی و... وحزب ونخبگان را توجیه ومی خواهند به انحراف بکشانند
.واز کجا بدون تولیدودسترنج کارگران آسایش ومسکن وخوراک وپوشیدنی حاصل میکنند.و در آخراین سفره را هم پاره می کنند.چون واقفیم بدونه حاصل کار ورنج یک ماه تولید وباز تولید رنج کارگران دنیا وجهان در آستانه گندیده گی بیشتر قرار می گیرد.
چگونه است این جایگاه تقدم هستی بر شعور مارکس انقلابی را در تمامی شئون مبارزات طبقاتی وخود رهائ طبقاتی بر بستر آگاهی وسازماندهی طبقاتی بدست شایسته وتوانای طبقاتی کارگران که زنده می باشد زنده تر نگاه داریم .
وانرا دست کم نگیریم .چون انسانها تاریخ سازند اما نه با اراده گرائ .ورسالت ما سوخت وساز نکردن بر این پروسه تاریخی است ودیر وزود این رهائ امر بثمر رسیدن آگاهی ومبارزه طبقاتی در عمل وپراتیک انقلابی کارگران ونقش پیشرو انقلابیون وکمونیست ها در چفت شدن معنوی واجتماعی وسازمانی با منافع ومبارزه طبقاتی در این مسیر است
نه نخبگان وقهرمانان امیدوارم بحث ونقدهای من را دوستانه وبدور از شوخی کردن با مصالح ومنافع طبقاتی کارگران وستمدیدگان تلقی کنید.