" آزادی،همیشه‌ آزادی دگراندیشان است."
روزا لوگزامبورگ

Thursday, 5 August 2010

پایان دوران تاریخی راه رشد نیرو های مولده

پایان دوران تاریخی راه رشد نیروهای مولده در انقلابات صنعتی وضرورت مرحله کنونی انقلاب سوسیالیستی!
بدست fete1
سیما ی کلی عصر انقلابات صنعتی در 1789 مترقی بودن بورژوازی ،یعنی مبارزه حل نشده ونا کامل علیه فئودالیسم بود.وبرای <مارکس>اصل پشتیبانی از مبارزه وتحولات مترقی علیه فئودالیسم بود.ورادیکال ترین راه حل برقراری دمکراتیک انقلابی بعنوان نمایش مبارزه طبقاتی در سالهای 1790نخستین الگوی جمهوری فرانسه به نفع طبقه کارگر میان تضاد کار وسرمایه که بقایای فئودالیسم جلو آن را گرفته فراهم کرد.
بنا بر این مارکس وانگلس جنبشهای ملی را از این دیدگاه داوری می کردند.که اکنون پدیده دولت ملت ها بخصوص درآغاز قرن کنونی21 این دوران بکلی سپری و ارتجاعی وسرکوب گروانحرافی اند. وبا انقلاب عظیم کمون پاریس در1848 ضرورت عصر انقلاب سوسیالیستی را در پروسه مبارزه طبقاتی را تاکنون نوید میدهد .وسپری شدن تاریخ مصرف سوسیال دمکراسی ها وانقلابات بورژوا دمکراتیک وارتجا عی که اکنون بانیان جنگ وبیکاری وگرسنگی وکانونهای بحران زا اقتصادی واجتماعی هستند. را به چالش وبن بست وشکست کشاند ه است. وبوی تعفن وپوسیدگی نظام سرمایه داری در ماهیت استسمار وسرکوب گرایانه دامنگیر ملیونها بی کاروبی خانمان وجنگ زده را قربانی وبه هلاکت کشانده است.وهیج راهی جز بربریت یا سوسیالیسم را به ارمغان نیآورده است.را بایدعلمی جستجو کرد. و تئوری منسوخ وارتجاعی رشد نیروهای مولده وکشورهای صنعتی ورا ه حل تئوری دولت، ملت در رجعت به قرن 17 را هنوزجریاناتی درسرمی پرورانند! نمی شود اینرا جایگزین ضرورت انقلاب سوسیالیستی درقرن 21 کرد. که سوسیالیسم درگروپروسه آگاهی ومبارزه طبقاتی برای تحمیل مبارزه ضد سرمایه داری برای مسکن وخوردن وآسا یش ورفاه تا استراتیژی، هرکس به اندازه توان ونیازش بدونه توهم ادامه داشته ودارد .ودیر وزود آنرا با سوخت وساز وطول عمر بیشتر برای توهم و بقای سرمایه داری نسخه پیچی نباید کرد.وباید گفت فکرنان باش که خربزه آب است.ودیگران را نمی شود دیگر دنبال نخود سیاه فرستاد .آیا این چه نوع سوسیالست خیالی وانفعالی ومتوهم است که پیروزی خود را به رشد نیروهای مولده وکشورهای صنعتی متصورمیکند. واین چه بهشت موعودی است.که بخورد جامعه میدهید .وچقدرقربانی وتاوان وهزینه داد. که مد نظر این نکات رفقاومخترعین راه رشد نیروهای مولده وکشورهای صنعتی است .که اکنون موافق ومخالف فراکسیون اخیر کومه له وحکابا بیداری 30 ساله از خواب خرگوشی به آن می پردازند. که نتیجه گیری عملی این تئوری منسوخ اینست. آیا در سالهای 57 تا 60جنبش انقلابی کردستان ونقش سوسیالیستی کومه له در مبارزه طبقاتی بدونه توهم به دو رژیم سرمایه داری مطالبات واراده الترناتیو تحمیلی ازپائین جامعه ولو کوتاه مدت چگونه عملی واثبات شده وحاشا ناپذیر است.وبه این گفته تصورراه رشد شماآیاکومه له هم میبایست در57 تا 60 مثل اکثر چپ های ایرانی تئوری راه رشد مثل حزب توده ها واکثریت ونیروهای ارتجاعی را میگرفتیم ومردم را راهی منازلشا ن میکردیم .ودر انتظارلبیک خمینی وارتجاع سرمایه داری صنعتی و روز موعود راه رشد نیروهای مولده وکشورهای صنعتی برای دست گدائ صف می بستیم .وناظر تولید اضا فی توسط کارگران ایران به بهانه جنگ ایران وعراق ویا شاهد اعدامهای دسته جمعی ودلخراش در ایران وکردستان وترکمن صحرا ها وحادثه دلخراش گورهای دسته جمعی اعدامهای سال 67 می بودیم .ویا اینکه در سیاه ترین دوران سرکوب وارتجاع شاهی و اسلامی در ایران. تدوام انقلاب ایران را جنبش انقلابی وکومه له با 3 سال حاکمیت شورائ وندادن مالیات وسرباز ومطالبات زنان.و دهها مطا لبات معیشتی ورفاهی وسیاسی را به 2رژیم سرمایه داری شاهی و اسلامی بابزیرکشیدن ارگانهای سرکوبگرومبارزه مسلحانه توده ای بدونه توهم تحمیل کردند وحماسه های کمونارها وبلشویک ها را زنده ترکردند.وشما با چه مجوزی این تاریخ رابفراموشی می سپارید .وطلب کاری خودتان را با هم قماشی های سازمانیتان صرفآ در سیاستهای سازمانی ویاعروج سازمان ارتجاعی پژاک مثل سپاه رزگاری را برای دعوا صرفآ بر سر تابلو به رخ جنبش انقلابی وجنبش سوسیالیستی کومه له اجتماعی بر بسترستمهای طبقاتی وجنسی وملی که در جامعه اکنون هم تداوم دارد میکشید.وبه جامعه کنونی وعروج جنبشهای کارگری وزنان ودانشجویان و…..رجوع و استناد نمی کنید.وخودتان را بظاهرمدعیان سینه چاکان کارگران و جنبش انقلابی وگذشته کومه له میدانید .واستراتیژی پیروزی را به انتظار رجعت به قرن 17 ورشد نیروهای مولده وسرمایه داری کشورهای صنعتی مثل کشور وایکینگ های دزدان دریائ نمونتآ سوئد را وعده میدهید .ومتاسئفانه نه شما فراکسیونی ها ومدافعانتان نه مدعیان حکاوخانواده های حککاوسازمان زحمت کشانها ،تاکنون با مباحثات انحرافی والترناتیوهای بی پایه عملا نتوانستید.خله وجایگاه کومه له سوسیالیستی واجتماعی که پروسه مبارزات طبقاتی در جامعه که کما کان در جنبشهای کارگری وسایر جنبشهای ضد سرمایه داری بعنوان هم تاکتیک وهم استراتیژیک در جریان است را واقعی ارزیابی کنید .وخودرا تطبیق دهید.چون از این جنس نبوده و نیستید! وامیدوارم .ویقین دارم درپروسه آگاهی وشناخت ومبارزه طبقاتی در جامعه کار ودغده های شما ها ومقدس کردن منافع سازمانی تان را در نفوذ به جامعه مسدود وتنگتر و حاشیه ای تر نمایند..چون پیروزی در گرو مبارزه طبقاتی وخود رهائ طبقه کارگر در جامعه درعدم توهم به سرمایه داری است.نه تئوریهای راه رشد نیروهای مولده وتوهم به جهان صنعتی و فرقه های سازمانی الترناتیواز بالا توسط اپوزیسونهای چپ های حاشیه ای موجود که هنوزدرقرن 17 را متصور وبسر میبرید.و میگویند آب را در آوان نباید کوبید.وتاریخ را نباید واژگونه تحریف کرد. زنده باد سوسیالیسم ! فه تی کلاه قوچی

پائیز 1387

2 comments:

abidar said...

hmmkcnzlmxcn

Anonymous said...

dfgfdgdfg