به مناسبت روز جهانی کارگر 2011 به بررسی اجمالی مبارزات و اعتصابات کارگری در جهان درفاصله اول ماه می پارسال تا کنون پرداخته ام که بازدید کنندگان عزیز وبلاگ را به خواندن آن ترغیب میکنم . این نوشته در چند بخش به نظر همگان خواهد رسید امید که مفید واقع گردد.
با مهر بسیار : بهزاد
خیزش های کارگری یکسال اخیر (1)
هه مو سالیک یه کی ئه یار
گشت ئه ژ میرم ده س که وتی پار
.
در فاصله اول ماه مه 2010الی اول ماه 2011 ،دنیا ناظر حوادث بسیار بزرگی بود که از 1968 تا کنون بی نظیر بوده است. درکشورهای مختلف جهان در رویارویی با رژیم های مدافع امپریالیسم ،کارگران هزاران مورد اعتصاب و تظاهرات برپا کردند. چشم گیر ترین این حرکات تدافعی، اعتصابات عمومی و تظاهرات تودهای کارگران قاره اروپا بود که هزاران هزار کارگر و زحمتکش در آنها شرکت داشتند
همانطور که همگی مطلع اند جهان سرمایه داری از سال 2007 گرفتاربحران اقتصادی عمیق وگسترده ای شد که همچو تار عنکبوت همه کشور ها را در خو د تنیده است وپی آمد های بسیار وخیمی برای طبقه کارگر به همراه داشته است .:
از قبیل بیکارسازی گسترده و پایین آوردن سطح زندگی کارگران شاغل، که به عنوان بازتاب آنی این بحران به آن اشاره نمود.در کشورهای اروپایی رژیم های مدافع سرمایه داری به این پسنده نکرده و هجوم همه جانبه ای را برای هر چه یشتر خالی نمودن سفره کارگران و توده های خرده پا از اولین ماه های سال پیش شروع کرده اند.
رژیم های حامی نظام سرمایه داری در اروپا همچو گذشته برای دور زدن بحران مالی از شگرد همیشگی خود یعنی واریز کردن هزاران بیلیا رد یورو به کیسه گشاد سرما یه داران مالی برای رهایی سیتم بانکی از ورشکستگی و فروپاشی استفاده نمودند .
ودر حال حاضر که در نتیجه رکود اقتصادی در آمد رژیم ها با کمبود شدید روبرو گشته و اوراق بها دار دولتی ارزش خود را ازدست داده و خزانه ها خالی و در تعدادی از کشورها بطور جدی با خطر ورشکستگی مال دست به گریبان شده اند . با تمام نیرو کوشش می کنند که
بار مالی این ورشکستگی را نیز بر دوش کارگران بیاندازند. روز به روز از بودجههای دولتی می کاهند و در برنامهء کار خود سیاست به اصطلاح تنگ کردن کمر بند ها را آغاز نموده اند. و برای ارزیابی
عکس العمل کارگران و توده هایی خرده پا از کشور های کوچک قاره اروپا نظیر یونان شروع کردندکه دولت وانمود میکرد در آستانهی ورشکستگی مالی قرار گرفته دارد. اکنون دولت مدافع سرمایه در یونان که خود را در لفافه سوسیالیست پنهان کرده مجبور گشته هجوم گاز انبری را به سطح زندگی کارگران برای به اجرا درآوردن ریاضت سخت، سازمان دهد. که عبارتند از :
1- کاهش دستمزد و مزایای کارگران و کارمندان بخش دولتی ۱۰ تا ۱۵ درصد،
2- کم کردن استخدام نیروی جیدی کار در بخش دولتی،
3- زیاد کردن مالیات ارزش اضافه از ۱۹ به ۲۳ درصد، بعبارت دیگر این لعنی گران شدن اجناس
4- کم کردن شدید بودجهی خدمات بهداشتی و آموزشی بخش دولتی،
5- افزایش سن بازنشستگی، کم کردن و منجمد نمودن حقوق و مزایای بازنشستگان ،
6- فروش واحدهای دولتی، به بخش خصوصی از جمله خدمات حمل و نقل عمومی و حتا خدمات بهداشتی بیش از سابق،
اقدامات بالا که دولت یونان اجرای آنها را در دستور کار قرار داده بود و با توجه به موقعیت دیگر کشورهای اروپایی با کمی تفاوت نیز به مرحله اجرا درآیند.ا فزون بر این، کشورهایی ایرلند – پرتغال و اسپانیاکه مثل یونان با بدهی و کسریهای عظیم بودجه و قرض های نجومی دست به گریبان شده اند ، وا دار کنند تقاضای وام های با ارقام نجومی ،که بلطبع با بهرههای سنگین از صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و کشورهای ثروتمندتر اروپایی کنند.
رژیم های مدافع سرمایه و سخنگویان آنها بی شرمانه در وسایل ارتباط جمعی زیر سیطره خویش گرفتن این وامها را نجات کشورهای ضعیفتر اروپایی از ورشکستگی جلوه میدادند
ولی موضوع اصلی. برای رهایی بانکهای اروپایی به ویژه بانکهای انگلیسی-فرانسوی و آلمانی که طلبکاران اصلیاند وچنانچه پرداخت اصل و فرع وامها وصول نشود، با خطر ورشکستگی روبرو میشوند که فروپاشی سیستم مالی و بانکی اروپا بطور کامل نتیجه اولیه آن خواهد بود .
اما هدف از مجموعهی اقدامات به اصطلاح ریاضتی چیست؟ سرمایهداران ادعا میکنند، برای نجات کشورهای اروپایی از بحران و ایجاد رونق انجام این اقدامات ضروریست. اما در واقعیت فقط این نیست که کارگران باید بار عواقب فوری بحران را تحمل کنند، بلکه این اقدامات، آغاز مرحلهی جدیدی در تعرض سرمایهداران برای تنزل تدریجی سطح معیشت کارگران اروپایی به آن حدیست که در کشورهای عقبماندهتر سرمایهداری وجود دارد، تا از این طریق بتوانند قدرت رقابت خود را با کشورهایی از نمونهی چین افزایش دهند و سود بیشتری به جیب بزنند. بنابراین روشن بود که آغاز این اقدامات با خشم شدید کارگران همراه خواهد شد.
یونان :
اعتراضات گسترده کارگران از یونان آغاز گردید. از آنجایی که دامنهی تعرضات سرمایهداران چنان وسیع است که نه فقط طبقه کارگر، بلکه عموم زحمتکشان و حتا بخشهایی از قشرهای غیر کارگری را زیر فشار قرار داده است، دامنهی اعتراضات نیز بسیار وسیع و گسترده است.
در طول یک سال گذشته، با فراخوان اتحادیههای کارگری لااقل شش اعتصاب عمومی سراسری در یونان برپا شده است که مهمترین آنها اعتصاب عمومی اواخر ژوئن و ۱۴ دسامبر ۲۰۱۰ و ۲۱ ژانویه، ٢٤ فوریه و ۱۷ مارس ۲۰۱۱ بوده است. در جریان این اعتصابات سراسر یونان تعطیل گردید. این اعتصابات که همواره با راهپیمایی و تظاهرات توأم بود، به درگیریهای گاه شدید با نیروهای سرکوب دولتی انجامید. در جریان تظاهرات دهها هزار تن از کارگران در آتن، در فوریه ۲۰۱۱، زد و خوردهای شدیدی میان نیروهای سرکوب و کارگران رخ داد که تعداد زیادی نیز دستگیر و مضروب شدند. در همین روز در تسالونیا نیز تظاهرات وسیعی برپا گردید و در شهرهای دیگر هم وضع بر همین منوال بود. علاوه بر اعتصابات عمومی و سیاسی سراسری، کارگران در دهها مورد، اعتصاب عمومی رشتهای برپا کردند.
فرانسه :
پس از یونان، مهمترین عرصه نبرد کارگران اروپایی در فرانسه بود. کارگران فرانسوی که اعتصابات و تظاهرات سراسری و میلیونی را از اواخر ژوئن سازمان دادند، با اعتصابات عمومی در سپتامبر و اکتبر، به مقابلهای همه جانبه با طرح دولت برای افزایش سن بازنشستگی برخاستند. این اعتصابات که از ۷ سپتامبر با فراخوان اتحادیههای بخش عمومی آغاز گردید، به مدت چندین هفته، تمام سیستم اقتصادی فرانسه را فلج کرد.همه کسانی که از قبل فروش نیروی کار خویش امرار معاش میکنند محصلین و دانشجویان در این اعتصابات، راهپیماییها و تظاهرات در سراسر فرانسه شرکت کردند. سرویس های حمل ونقل عمومی- کارخانهها، مدارس و دانشگاهها پی در پی اعتصاب میکردند . کارگران بنادر، عرضه نفت را به پالایشگاهها متوقف کردند. نفتکشها از حرکت بازایستادند. کارگران پالایشگاهها دست از کار کشیدند. پمپهای بنزین متوقف شدند. اعتصاب کارگران بندر مارسی سه هفتهی متوالی ادامه داشت .
بیش از پنج ملیون از فرانسویان چهارمین ا عتصاب و تظاهرات سراسری و بزرگ خو درا در ماه اکتبر در مورخه ۱۹-م این ماه برگزار نمودند دامنه ای اعتصابات و تظاهرات به ماه نوامبر هم کشیده شد .
اسپانیا :
اسپانیا از نظر تعداد بیکاران در اروپا در جایگاه نخست قرار دارد به دیگر سخن 20% از نیروی کار این کشور بی کار ند ، اعتصابات بی شماری سازمان داده شد :
که اعتصاب عمومی و سراسری ۲۹ سپتامبر بسیار با اهمیت بود و در این اعتصاب و راهپیمایی و تظاهرات بیش از۷۰ درصد کارگران شرکت داشتند.
در ۲۹ اکتبر نیز اعتصاب عمومی ۲۴ ساعتهی کارگران، فرودگاهها، تمام وسایل نقلیه عمومی و بخش بزرگی از رشتههای دیگر را به تعطیل کشاند.
پرتغا ل :
نیروی شاغل در پرتغا ل در حدود چهار ملیون و هفت صد هزار نفر می باشد که از این جمعیت رقمی نزدیک به 3 ملیون در اعتصاب عمومی روز 24 نوامبر حضور فعا ل داشتند و انی حرکت های اعتراضی همچنا ن ادامه داشت و جدید ترین اعتصا ب عمومی که همراه با تظاهرات و راهپیمایی بود در ماه مارچ 2011 انجام شد .
ده ها ملیون کارگر در کشور های عضو اتحادیه اروپا به دعوت اتحادیه های کارگری در روز 29-م سپتامبر دست به اعتصاب زدند . و بیش از سه ملیون کارگر در اعتراض به سیاست محدودیت اقتصادی به تظاهرات و راه پیمایی دست زدند.
نمایندگان کارگران کشورهای عضو اتحا دیه اروپا در برابر مراکز تصمیم گیری این اتحادیه در بروکسل پایتخت بلژیک تجمع نموده و با تظاهرات وراهپیمایی دراین شهر فریاد اعتراض خود را نسبت به امپریالیسم و حکو مت های دست نشانده و حامی آن ها سر دادند .
با وجود این همه مبارزه و مقاومت پیگیرانه کا رگران مبارز اروپایی رژیم های حامی سرمایه داری با نا دیده گرفتن اعتراضات و مبارزات آنها با بی شرمی سیاست های ارتجاعی و ضد کارگری خود را به محله اجرا درآوردند و پیش بردند . چرا ؟
علت عدم موفقیت کارگران در چیست ؟
با توجه به انچه در بالا درج گشته از چند ماه پیش از اجرای سیاست ارتجاعی و ضد کارگری امپریالیست ها مبارزات کارگران بسیار گسترده بوده و تعداداعتصابات عمومی و سراسری که انجام شده از دهه ی هفتاد تا کنون بی نظیر بوده است . ولی سرمایه داران خیلی بی تفاوت از کنار این مبارزات عبور نمودند چرا ؟
برای این که بر این نکته آگاهند که اتحادیه های کارگری دست نشانه شان تا آنجایی که برایشان مقدور باشد از رادیکال شدن مبارزات کارگری جلوگیری به عمل می آوردند ومانع تبدیل مبارزات اقتصادی آنها به سیاسی میشوند
هه مو سالیک یه کی ئه یار
گشت ئه ژ میرم ده س که وتی پار
.
در فاصله اول ماه مه 2010الی اول ماه 2011 ،دنیا ناظر حوادث بسیار بزرگی بود که از 1968 تا کنون بی نظیر بوده است. درکشورهای مختلف جهان در رویارویی با رژیم های مدافع امپریالیسم ،کارگران هزاران مورد اعتصاب و تظاهرات برپا کردند. چشم گیر ترین این حرکات تدافعی، اعتصابات عمومی و تظاهرات تودهای کارگران قاره اروپا بود که هزاران هزار کارگر و زحمتکش در آنها شرکت داشتند
همانطور که همگی مطلع اند جهان سرمایه داری از سال 2007 گرفتاربحران اقتصادی عمیق وگسترده ای شد که همچو تار عنکبوت همه کشور ها را در خو د تنیده است وپی آمد های بسیار وخیمی برای طبقه کارگر به همراه داشته است .:
از قبیل بیکارسازی گسترده و پایین آوردن سطح زندگی کارگران شاغل، که به عنوان بازتاب آنی این بحران به آن اشاره نمود.در کشورهای اروپایی رژیم های مدافع سرمایه داری به این پسنده نکرده و هجوم همه جانبه ای را برای هر چه یشتر خالی نمودن سفره کارگران و توده های خرده پا از اولین ماه های سال پیش شروع کرده اند.
رژیم های حامی نظام سرمایه داری در اروپا همچو گذشته برای دور زدن بحران مالی از شگرد همیشگی خود یعنی واریز کردن هزاران بیلیا رد یورو به کیسه گشاد سرما یه داران مالی برای رهایی سیتم بانکی از ورشکستگی و فروپاشی استفاده نمودند .
ودر حال حاضر که در نتیجه رکود اقتصادی در آمد رژیم ها با کمبود شدید روبرو گشته و اوراق بها دار دولتی ارزش خود را ازدست داده و خزانه ها خالی و در تعدادی از کشورها بطور جدی با خطر ورشکستگی مال دست به گریبان شده اند . با تمام نیرو کوشش می کنند که
بار مالی این ورشکستگی را نیز بر دوش کارگران بیاندازند. روز به روز از بودجههای دولتی می کاهند و در برنامهء کار خود سیاست به اصطلاح تنگ کردن کمر بند ها را آغاز نموده اند. و برای ارزیابی
عکس العمل کارگران و توده هایی خرده پا از کشور های کوچک قاره اروپا نظیر یونان شروع کردندکه دولت وانمود میکرد در آستانهی ورشکستگی مالی قرار گرفته دارد. اکنون دولت مدافع سرمایه در یونان که خود را در لفافه سوسیالیست پنهان کرده مجبور گشته هجوم گاز انبری را به سطح زندگی کارگران برای به اجرا درآوردن ریاضت سخت، سازمان دهد. که عبارتند از :
1- کاهش دستمزد و مزایای کارگران و کارمندان بخش دولتی ۱۰ تا ۱۵ درصد،
2- کم کردن استخدام نیروی جیدی کار در بخش دولتی،
3- زیاد کردن مالیات ارزش اضافه از ۱۹ به ۲۳ درصد، بعبارت دیگر این لعنی گران شدن اجناس
4- کم کردن شدید بودجهی خدمات بهداشتی و آموزشی بخش دولتی،
5- افزایش سن بازنشستگی، کم کردن و منجمد نمودن حقوق و مزایای بازنشستگان ،
6- فروش واحدهای دولتی، به بخش خصوصی از جمله خدمات حمل و نقل عمومی و حتا خدمات بهداشتی بیش از سابق،
اقدامات بالا که دولت یونان اجرای آنها را در دستور کار قرار داده بود و با توجه به موقعیت دیگر کشورهای اروپایی با کمی تفاوت نیز به مرحله اجرا درآیند.ا فزون بر این، کشورهایی ایرلند – پرتغال و اسپانیاکه مثل یونان با بدهی و کسریهای عظیم بودجه و قرض های نجومی دست به گریبان شده اند ، وا دار کنند تقاضای وام های با ارقام نجومی ،که بلطبع با بهرههای سنگین از صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و کشورهای ثروتمندتر اروپایی کنند.
رژیم های مدافع سرمایه و سخنگویان آنها بی شرمانه در وسایل ارتباط جمعی زیر سیطره خویش گرفتن این وامها را نجات کشورهای ضعیفتر اروپایی از ورشکستگی جلوه میدادند
ولی موضوع اصلی. برای رهایی بانکهای اروپایی به ویژه بانکهای انگلیسی-فرانسوی و آلمانی که طلبکاران اصلیاند وچنانچه پرداخت اصل و فرع وامها وصول نشود، با خطر ورشکستگی روبرو میشوند که فروپاشی سیستم مالی و بانکی اروپا بطور کامل نتیجه اولیه آن خواهد بود .
اما هدف از مجموعهی اقدامات به اصطلاح ریاضتی چیست؟ سرمایهداران ادعا میکنند، برای نجات کشورهای اروپایی از بحران و ایجاد رونق انجام این اقدامات ضروریست. اما در واقعیت فقط این نیست که کارگران باید بار عواقب فوری بحران را تحمل کنند، بلکه این اقدامات، آغاز مرحلهی جدیدی در تعرض سرمایهداران برای تنزل تدریجی سطح معیشت کارگران اروپایی به آن حدیست که در کشورهای عقبماندهتر سرمایهداری وجود دارد، تا از این طریق بتوانند قدرت رقابت خود را با کشورهایی از نمونهی چین افزایش دهند و سود بیشتری به جیب بزنند. بنابراین روشن بود که آغاز این اقدامات با خشم شدید کارگران همراه خواهد شد.
یونان :
اعتراضات گسترده کارگران از یونان آغاز گردید. از آنجایی که دامنهی تعرضات سرمایهداران چنان وسیع است که نه فقط طبقه کارگر، بلکه عموم زحمتکشان و حتا بخشهایی از قشرهای غیر کارگری را زیر فشار قرار داده است، دامنهی اعتراضات نیز بسیار وسیع و گسترده است.
در طول یک سال گذشته، با فراخوان اتحادیههای کارگری لااقل شش اعتصاب عمومی سراسری در یونان برپا شده است که مهمترین آنها اعتصاب عمومی اواخر ژوئن و ۱۴ دسامبر ۲۰۱۰ و ۲۱ ژانویه، ٢٤ فوریه و ۱۷ مارس ۲۰۱۱ بوده است. در جریان این اعتصابات سراسر یونان تعطیل گردید. این اعتصابات که همواره با راهپیمایی و تظاهرات توأم بود، به درگیریهای گاه شدید با نیروهای سرکوب دولتی انجامید. در جریان تظاهرات دهها هزار تن از کارگران در آتن، در فوریه ۲۰۱۱، زد و خوردهای شدیدی میان نیروهای سرکوب و کارگران رخ داد که تعداد زیادی نیز دستگیر و مضروب شدند. در همین روز در تسالونیا نیز تظاهرات وسیعی برپا گردید و در شهرهای دیگر هم وضع بر همین منوال بود. علاوه بر اعتصابات عمومی و سیاسی سراسری، کارگران در دهها مورد، اعتصاب عمومی رشتهای برپا کردند.
فرانسه :
پس از یونان، مهمترین عرصه نبرد کارگران اروپایی در فرانسه بود. کارگران فرانسوی که اعتصابات و تظاهرات سراسری و میلیونی را از اواخر ژوئن سازمان دادند، با اعتصابات عمومی در سپتامبر و اکتبر، به مقابلهای همه جانبه با طرح دولت برای افزایش سن بازنشستگی برخاستند. این اعتصابات که از ۷ سپتامبر با فراخوان اتحادیههای بخش عمومی آغاز گردید، به مدت چندین هفته، تمام سیستم اقتصادی فرانسه را فلج کرد.همه کسانی که از قبل فروش نیروی کار خویش امرار معاش میکنند محصلین و دانشجویان در این اعتصابات، راهپیماییها و تظاهرات در سراسر فرانسه شرکت کردند. سرویس های حمل ونقل عمومی- کارخانهها، مدارس و دانشگاهها پی در پی اعتصاب میکردند . کارگران بنادر، عرضه نفت را به پالایشگاهها متوقف کردند. نفتکشها از حرکت بازایستادند. کارگران پالایشگاهها دست از کار کشیدند. پمپهای بنزین متوقف شدند. اعتصاب کارگران بندر مارسی سه هفتهی متوالی ادامه داشت .
بیش از پنج ملیون از فرانسویان چهارمین ا عتصاب و تظاهرات سراسری و بزرگ خو درا در ماه اکتبر در مورخه ۱۹-م این ماه برگزار نمودند دامنه ای اعتصابات و تظاهرات به ماه نوامبر هم کشیده شد .
اسپانیا :
اسپانیا از نظر تعداد بیکاران در اروپا در جایگاه نخست قرار دارد به دیگر سخن 20% از نیروی کار این کشور بی کار ند ، اعتصابات بی شماری سازمان داده شد :
که اعتصاب عمومی و سراسری ۲۹ سپتامبر بسیار با اهمیت بود و در این اعتصاب و راهپیمایی و تظاهرات بیش از۷۰ درصد کارگران شرکت داشتند.
در ۲۹ اکتبر نیز اعتصاب عمومی ۲۴ ساعتهی کارگران، فرودگاهها، تمام وسایل نقلیه عمومی و بخش بزرگی از رشتههای دیگر را به تعطیل کشاند.
پرتغا ل :
نیروی شاغل در پرتغا ل در حدود چهار ملیون و هفت صد هزار نفر می باشد که از این جمعیت رقمی نزدیک به 3 ملیون در اعتصاب عمومی روز 24 نوامبر حضور فعا ل داشتند و انی حرکت های اعتراضی همچنا ن ادامه داشت و جدید ترین اعتصا ب عمومی که همراه با تظاهرات و راهپیمایی بود در ماه مارچ 2011 انجام شد .
ده ها ملیون کارگر در کشور های عضو اتحادیه اروپا به دعوت اتحادیه های کارگری در روز 29-م سپتامبر دست به اعتصاب زدند . و بیش از سه ملیون کارگر در اعتراض به سیاست محدودیت اقتصادی به تظاهرات و راه پیمایی دست زدند.
نمایندگان کارگران کشورهای عضو اتحا دیه اروپا در برابر مراکز تصمیم گیری این اتحادیه در بروکسل پایتخت بلژیک تجمع نموده و با تظاهرات وراهپیمایی دراین شهر فریاد اعتراض خود را نسبت به امپریالیسم و حکو مت های دست نشانده و حامی آن ها سر دادند .
با وجود این همه مبارزه و مقاومت پیگیرانه کا رگران مبارز اروپایی رژیم های حامی سرمایه داری با نا دیده گرفتن اعتراضات و مبارزات آنها با بی شرمی سیاست های ارتجاعی و ضد کارگری خود را به محله اجرا درآوردند و پیش بردند . چرا ؟
علت عدم موفقیت کارگران در چیست ؟
با توجه به انچه در بالا درج گشته از چند ماه پیش از اجرای سیاست ارتجاعی و ضد کارگری امپریالیست ها مبارزات کارگران بسیار گسترده بوده و تعداداعتصابات عمومی و سراسری که انجام شده از دهه ی هفتاد تا کنون بی نظیر بوده است . ولی سرمایه داران خیلی بی تفاوت از کنار این مبارزات عبور نمودند چرا ؟
برای این که بر این نکته آگاهند که اتحادیه های کارگری دست نشانه شان تا آنجایی که برایشان مقدور باشد از رادیکال شدن مبارزات کارگری جلوگیری به عمل می آوردند ومانع تبدیل مبارزات اقتصادی آنها به سیاسی میشوند




