جایگاه اسلام در رژیم ج.ا
تراب حق شناس
قسمت چهارم
۲. حرام بودن ربا در اسلام بسيار آشکار است ( ۹) اما چون گردش سرمايه در نظام سرمايه داری، بدون ربا و عمليات بانکی امکان ندارد، از سالها پيش از خمينی، ربا را با کلاه شرعی و دست به دست کردن «حلال» کرده بودند. اما بانک هم بود و به ازای پس انداز، بهره می پرداخت. رژيم بايدسيستم بانکی «اسلامی» را درست می کرد تا ربا توجيه شود. سيستمی بانکی که برخی کلمات در معاملات آن عوض شده است، مثلاً به جای سود، می گويند جايزه يا کارمزد. اين حيلهء شرعی به مذاق سرمايه داران در جاهای ديگر هم مزه کرد و هم اکنون در کشورهای نفتی خليج و نيز در اروپا، به ويژه در انگلستان، بانک های اسلامی فعال اند و ميلياردها دلار از ذخيره هايی که مهاجرين مسلمان مايل نبودند به بانک ها بسپارند هم اکنون در دست خويش دارند.
۳. موسيقی حرام بود و خمينی در نخستين ماه های روی کار آمدنش همچنان بر اين حکم تصريح می نمود. مجتهدين به همين دليل راديو را ابزار لهو و لعب می دانستند و از خريد و فروش آن منع می نمودند (مسألهء ۲۸۸۹ و ۲۸۹۰ توضيح المسائل خمينی). اما بعد از «انقلاب» بدون موسيقی نمی شد راديو و تلويزيون داشت، نمی شد سرود در مدح امام پخش کرد و به توجيه رژيم پرداخت. از اين ابزار چون فوايدی عايد اسلام (يعنی رژيم) می شد پس مجاز گرديد.
۴. کشتن ده ها هزار نفر از مخالفين در زندانها و به سلاخی فرستادن صدها هزار نفر در يک جنگ ۸ساله به سادگی قابل توجيه مذهبی نيست، اما چون لازم بود کشته شوند، شدند و توجيه گشت با صدها دروغ از نوع کليد بهشت يا ديدن امام زمان در جبهه و صحنه سازی های لازم و اتهام ارتداد و محاربه با خدا...
۵. بخش ديگری از خود رژيم، گاه توجيه ها و تفسيرهای بخش حاکم را نمی پذيرفت و استدلال می کرد تا در راه اقدامات دولت مانع ايجاد کند و مانند منتظری بخواهد از «زياده روی که آبروی اسلام را می برد» جلوگيری کند، اما خمينی برای دولت اسلام اين حق را قائل شد که حتی جلوی نماز را بگيرد. يک بار خامنه ای در خطبهء نماز جمعه اظهار داشت که دولت می تواند در کليهء موارد دخالت کند مگر آنجا که به ضروريات دين مربوط باشد و خمينی همان روز بلافاصله به او پاسخ داد که «معلوم می شود شما اسلام را نفهميده ايد. دولت اسلام می تواند حتی نماز را تعطيل کند.» (نقل به معنی)
۶- خمينی روابط تجاری و سياسی را با اسرائيل مجاز نمی دانست (مسألهء ۲۸۳۴ توضيح المسائل)، اما در زمانی که هنوز بنی صدر بر سرِ کار بود برای شهربانی مسلسل های يوزی خريدند و تصويبنامهء مربوط به آن در روزنامهء رسمی کشور هم منتشر شد. داستان خريد اسلحه از اسرائيل در زمان جنگ با عراق هم که ديگر خيلی معروف است.
۷. رژيم لازم دارد در دل های مردم رعب ايجاد کند و از جمله به سنگسار زنان متوسل می شود. سنگسار از آئين يهود به آئين اسلام سرايت کرده ولی برای اثبات زنای محصنه (زن شوهردار) لازم است چهار مرد عادل شهادت دهند که متهم را در حال عمل جنسی (در لحظهء دقيق آن) به چشم خود ديده اند و اين شرطی ست که اثبات اتهام را در عمل نزديک به محال می سازد، اما رژيم لازم دارد چنين «حکمی» را که در اصل و صرف نظر از شروط آن، ظالمانه و ارتجاعی ست به اجرا درآورد و می آورد. کاری به شروط شرعی و غيره ندارد.
۸. طبق قوانين اسلام (که عموماً بنا بر شرايط و موقعيت های مختلف وضع شده) غير از«وجوه شرعيه» (يعنی خمس و زکات و رد مظالم و نظاير آن) پولی نبايد از مردم گرفت، اما رژيم، ماليات را که حکومت های «غير اسلامی» مقرر کرده اند گرفته و می گيرد چون به نفع رژيم است - و با همين کار خود ثابت می کند سيستم مالياتی اسلامی (چنان که اقتصاد اسلامی) وجود خارجی نداشته و ادعاهای رژيم چيزی جز «نخود سياه» نبوده که ساده باوران را به جستجوی آن فرستاده اند.
۹. خمينی خود بارها و به درستی گفت که ديروز در پاريس اين بود مصلحت و امروز مصلحت چيز ديگری ست. اگر منشأ پيدايش احکام مختلف اسلامی را جستجو کنيد همه از مصلحت کوچک و محلی معينی مايه گرفته (مثل تيمم) و به تدريج به صورت قانون و احکام و واجبات درآمده. به همين شکل بوده که برخی دعاها و حرکات مشخصی در انجام عبادات به وجود آمده (مثلاً سنی ها دست بسته نماز می خوانند که اگر شيعه چنين کند نمازش باطل است يا وضو را شيعه يک طور می گيرد و سنی طور ديگر...) باری، اگر به فرض، اوضاع بر اين منوال ادامه يابد از کجا معلوم که «نماز وحدت» که برای آشتی رئيس جمهور بنی صدر و نخست وزير رجائی در ايران خوانده می شد در آينده مثل نماز آيات (که برای زلزله و ... می خوانند) در رساله های عمليه نيايد!
موارد متعددی می توان بر شمرد که ثابت می کند رژيم برای حفظ قدرتش هيچ «خدائی» نمی شناسد و همهء جانماز آب کشيدن هايش برای مصرف ديگران است نه خودش. چرا که تا امروز هيچ جنايتی، هيچ دروغی، هيچ خيمه شب بازی (نظير تعيين يکشبهء خامنه ای به عنوان «رهبر» و بعدها مرجع تقليد به جای خمينی) و هيچ تهمتی عليه مخالفان و هيچ دزدی و فساد و رشوه خواری و فسادی با مشکل «قوانين» و «محرمات» و «اخلاقيات» اسلامی مواجه نشده است. در طول تاريخ هم همين بوده، چه تاريخ اسلام و چه غير از آن. اسلام هرگز هويت جداگانه ای از مصالح طبقات يا اقشاری که به نحوی معين از آن دم می زده اند و موضع شان را با آن توجيه می کرده اند نداشته است. بی خود نبايد دنبال چيزی مجرد رفت و خود را به قيل و قال های غالباً بيهوده ای که در دو سه دههء گذشته بر سرِ اسلام برپا شده است مشغول نمود. دنبال چنين مجهولی رفتن يعنی در دام رژيم افتادن. وقتی هاشم آغاجری را محاکمه می کردند در يک راديو خارج کشور بحث بر سر اين بود که باب اجتهاد چيست و جايگاه مجتهد کدام؟! ... به عقيدهء نگارنده اين چيزها را رژيم برای مشغول کردنِ مردم پيش می کشد و خود به ريش همه می خندد. همين طور است اگر کسی برای درک مفهوم فلسفی «آزادی» از نظر بوش و نومحافظه کاران کاخ سفيد به اين طرف و آن طرف بدود! و از فلاسفه مدد بخواهد!
گاه در اطلاعيه هايی که مخالفين رژيم می دهند آن را رژيمی ايدئولوژيک می خوانند، طوری که گويا اين ايدئولوژی برای خود رژيم يا هر کدام از باندهايش نيز درد سر درست می کند و مانع اقدامات آنها ست. اين تصوری ست اشتباه. اينکه رژيم اقداماتش را برای مردم توجيه ايدئولوژيک می کند (مثل اينکه شرکت در فلان انتخابات «واجب شرعی!» ست يا «بمب اتمی در اسلام حرام است
Thursday, 8 July 2010
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment