" آزادی،همیشه‌ آزادی دگراندیشان است."
روزا لوگزامبورگ

Thursday, 20 May 2010

شمشیر دو دم پیروزی

شمشیر دو دم پیروزی
در مورد اعتصاب موفقیت‌آمیز مردم کردستان در اعتراض به‌ اعدام پنج زندانی سیاسی نوشته‌‌های زیادی در اینترنت یافت می‌شود. هر کدام حاوی روایتی و دارای هدفی.بیشتر تحلیل پیروزی و بعد هم سعی در منصوب کردن آن به‌ گروه‌ یا حزب مورد علاقه‌ و به‌ تبع آن میوه‌ چینی و استفاده‌ از نتایج آن در راه‌ پیشبرد اهداف درون تشکیلاتی و سعی در مطرح شدن بعضی از به‌ حاشیه‌ رانده‌ شده‌‌ها و به‌ قول خودمان( آش‌به‌‌تاڵ ها). قصد من تحلیل و یا تمجید این حرکت نیست که‌ در جای خود تحلیلگر و تمجیدگر زیاد داریم. همین را میدانم که در سی ساله‌ اخیر حرکتی چنین عظیم ، سیاسی و شجاعانه‌ ‌، حتی به‌ خواب فراخوان‌دهندگانش هم نیامده‌ بود. نکته‌ سنجی،شناخت زمان مناسب، نوع فراخوان وسرعت عمل در پیشبرد آن حاکی از تجربه و شناخت درست این رفقا از موقعیت سیاسی و شرایط زمانی و مکانی کردستان و ایران است و از این بابت باید به‌ این رفقا و دوستان تبریک گفت.‌ هر چند که‌ این کمترین انتظاری است که‌ میتوان از سیاسی‌های استخوان خورد کرده‌ مان داشته‌ باشیم.
من می‌خواهم که‌ این حرکت را از زاویه‌‌ای دیگر نگاه‌ کنم وفقط دلخوش به‌ پیروزی‌اش نباشم.در این حرکت سه‌ فاکتور مهم وجود داشتنند که‌ هرکدام با تمام وجود سعی خود را برای رسیدن به‌ اهدافش کرد.
١ ـــ جمهوری اسلامی : که‌ مطابق با ایئولوژی و موقعیت سیاسی و اجتماعی رو به‌ زوالش در ایران و جهان و بنا بر سیاست سرکوب بی‌وفقه‌ سی ساله‌اش به‌ دنبال قدرت نمایی مجددی برای یافتن جای پایی محکم در مقابله‌ با مخالفین داخلی و خارجی‌اش بود.
٢ ـــ اپوزیسیون چپ انقلابی : که‌ با تمام زخمهایی که‌ از سرکوبهای وحشیانه‌ حکومت بر تن دارد و با تمام خودناباوریهایی که‌ در امر شناخت خود ونیروهایش از خود نشان داده‌ هنوز هم حرف اول را در شرایط بحرانی منطقه‌ای مانند کردستان میتواند بزند.
٣ ـــ مردم کردستان : که‌ سی سال است شکنجه‌ می‌شوند،تحقیرمی‌شوند،تبعید می‌شوند ،جوانانش رابر سر دار می‌بینند،محاصره‌ اقتصادی می‌شوند،به‌ طور سیستماتیک به‌ فقر و فحشا و اعتیاد کشانده ‌می‌شوند،حتی جوانانش را در جنگهای بین اپوزیسیونش در خاک و خون می‌بینند،ولی هنوزهم به‌ فرزندان انقلابیش اعتماد دارد و درست نکته‌ اصلی هم در همین است.
مردم کردستان به‌ واسطه‌ صداقت و جانفشانی‌های فرزندان انقلابیش و اعتمادی که‌ به‌ آنها دارد و با تمام مصائبی که‌ از حاکمیت جمهوری اسلامی بر سرش آمد و با تمام ناامیدی‌های حاصل از‌ تفرقه‌ و چنددستگی نیروهای سیاسی و انقلابی کردستان هنوز هم دارد به‌ فرزندان انقلابی‌اش اعتماد می‌کند. با اولین اطلاعیه‌ و با فرصت کمی که‌ برای تبلیغ و ترویج و کار سیاسی هست ، بلافاصله‌ عکس‌العمل نشان می‌دهند و اعتصاب عمومی را جواب مثبت می‌دهند.این نشان می‌دهد که‌ کردستان وارد بازی‌های سیاسی سبز و اصلاح طلبی نشده‌ و فریب حاکمیت را نخورده‌.این نشان می‌دهد که مردم کردستان برای بهبود وضع خود چشم به‌ آسمان ندارد و فهمیده‌ که‌ باید فقط به‌ خودش متکی باشد. ‌ چه‌ بخواهیم نخواهیم وضعیت کردستان با تمام ایران فرق دارد این هیچ ربطی به‌ ناسیونالیسم و دیگر ایسم‌های متداول ندارد. تحلیل ما و صرف انرژی ما برای انجام کار سیاسی در تمامی نقاط ایران یکسان نیست و کردستان با داشتن پتانسیل بزرگی از روحیه‌ و باورهای ضد حکومتی و نیز به‌ واسطه‌ سالها کار سیاسی و تشکیلاتی درست ، برای جمهوری اسلامی تبدیل شده‌ به‌ سنگری غیر قابل نفوذ و این نکته‌ قوت ما و نقطه‌ جهش ما برای هر گونه‌ سازماندهی و کار سیاسی بر علیه‌ رژیم می‌تواند باشد. کردستان بدون حضور فیزیکی نیروهای نظامی اپوزیسیون و فقط با یک فراخوان مشترک از چند سازمان سیاسی، آنچنان پوزه‌ رژیم را به‌ خاک مالیده‌ که‌ حکومت برای مدتهای زیادی گیج و منگ خواهد ماند. این کار کوچکی نیست. این یعنی نفوذ توده‌ای. یعنی چیزی که‌ رژیم با تمام توپ و تانک و سرمایه‌ و قدرتش نمی‌تواندآن‌را حتی در شهری زیر حاکمیت خودش به‌ طور صد در صد اجرا کند. این یعنی خواب و رویای شیرین هر جنبش مردمی و انقلابی.
حال برای حرکت بعدی چه‌ بایدکرد.؟ طبیعی است که‌ اوضاع سیاسی منطقه‌ پس از این اعتصاب موفقیت آمیز دستخوش تغییراتی جدی خواهد شد. حاکمیت پس از بیرون آمدن از زیر این ضربه‌ گیج کننده وحشی‌تر به‌ میدان خواهد آمد و شمشیرش را برای ریختن خون مخالفان تیزتر خواهد نمود.این فشار در اشکال گوناگون خود طبق روال سی سال اخیر در کردستان شدیدتر،جدی‌تر و وحشیانه‌‌تر خواهد بود. مردم کردستان که‌ توانستند با این حرکت ضربه‌ای به‌ رژیم زده و دوباره‌ باور به‌ حرکت جمعی و زبونی حاکمیت را در مقابله‌ با حرکتی جمعی را دریافته‌اند ،توقعشان از خودشان و تواناییهایشان بالاتر رفته‌ وبیشتر از همیشه‌ آماده‌ هر گونه‌ تحریک پذیری بوده‌ و می‌توانند‌‌ تحت تاثیر شعارهای گوناگون قرار بگیرند.بخصوص که‌ با توجه‌ به ریشه‌‌های قوی ناسیونالیسم کرد ،خالی کردن عرصه‌ مبارزات سیاسی در کردستان کمکی خواهد بود به‌ رشد سریع جریانات ملی‌گرایی که‌ لقمه‌ای ‌ را جلو خود خواهند داشت که‌ با زحمات سالها رفقای کمونیست ‌‌ آماده‌شده‌. در میان صفوف اپوزیسیون یا در حقیقت آن احزاب و جریاناتی که‌ دعوت به‌ فراخوان داده‌ و پی‌گیرآن بوده‌ وآن را با موفقیت به‌ انجام رساندند نیز سطح توقع در میان توده‌ هوادار و اعضای فعال آنها بالاتر رفته‌ و با توجه‌ به‌ این موفقیت و نتایج غیر قابل انکار آن در امر پیشبرد مبارزه‌ بر علیه‌ رژیم ،توقعشان از احزاب و سازمانهایی که‌ برایشان فعالیت می‌کنند بالاتر رفته‌ و میتوانند خواستار همکاری بیشتر اپوزیسیون در ادامه‌ حرکات و فعالیتهای ضد حکومتی شوند. در نهایت این موفقیت نه‌ تنها باری را از روی شانه‌‌های هیچ کمونیستی برنمی‌دارد بلکه‌ بر عکس فشار دو چندانی را برشانه‌‌های رفقای مسول و آگاه‌ ما می‌گذارد.
رفقا و دوستان ، سوالیکه‌ الآن مطرح شده‌ این است . آیا ما اینقدر قوی هستیم ولی از این قدرتمان استفاده‌ نمی‌کنیم؟ آیا واقعا کردستان تا این حد آماده‌ مبارزه‌ با حکومت است و ما با وجود دیدن این ، انرژی خودمان را صرف مبارزه‌ با خودمان می‌کنیم نه‌ با رژیم؟ آیا رژیم اینقدر در مقابل مبارزه‌ای جمعی و سازمان یافته‌ ضعیف است ولی ما توانمان را در اینترنت و دنیای مجازی به‌ رخ همدیگر می‌کشیم؟ به‌ نظر من این شمشیر دو لبه‌ای است که‌ پیروزی در اعتصاب موفقیت‌آمیز مردم کردستان ، به‌ دست ما داده‌ شده‌. اگرنتوانیم آن را درست به‌ کار ببریم تیغه‌ تیزی داردکه‌ میتواندخودمان را هدف قرار دهد. اگر این سوالها را یکی از همان مغازه‌دارهایی که‌ مغازه‌اش را در ٢٣ اردیبهشت بست ویا آن راننده‌ تاکسی‌ای که‌ منبع درآمدش را برای پیوستن به‌ صف اعتصاب در منزل نگه‌ داشت از شما بپرسد، چه‌ جوابی خواهند گرفت؟ به‌ نظر من دادن جواب درست فقط در ظرفیت کومه‌له‌ای‌ است که‌ برای ظرفیتهای انقلابی کردستان حسابی جدای از هر نوع ناسیونالیسمی باز کرده‌.
داوود
Thursday, May 20, 2010

No comments: