از واقعیت تا حقیقت
نگاهی به گرامیداشت روز کومه له
سه دهه ی پغش در روز 26 بهمن ماه سال 57 در شهر سقزمحمد حسین کریمی که اورا از بنیانگذاران تشکیلاتی که بعد ها نام کومه له بر آن نهاده شد . به جامعه ی پر شور والتهاب آن دوره معرفی کردند جانش را فدای تسخیر شهربانی این شهر – بهای بسیار گزاف برای چیزی کم ارزش !!! –نکته قابل تامل وسوال برانگیز این است که بعد از گذشت 30 سال هنوز بر مردم و هواداران کومه له وانقلابیون صدیقی که بی تجربگی توشه ی راه آنهاست روشن نیست که این انسان مبارز و با این همه تجربه مبارزاتی چرا وبه چه دلیل اقدام به این کار نمود؟ برای شفاف شدن موضوع باید به این پرسش ها فکر کرد. آیا این یک اقدام فردی بوده است اگر پاسخ مثبت است این در خود این تضاد را حمل می کند انسان مبارزی که خود از بنیانگذاران تشکیلات است وبرای ییشبرد اهداف تشکیلات باید مشوق ومبشر کار تشکیلاتی باشد با چه استدلالی این اصول اولیه را نا دیده میگیرد؟ .اگر این یک رهنمود تشکیلاتی بوده بر اساس کدام تاکتیک واستراتژی انتخاب شده است. از سوی دیگر گرفتن شهربانی سقز چه نقش کلیدی میتوانست در تداوم انقلاب نه تنها در عرصه ی ایران بلکه در همان شهر کوچک .کم جمعیت در آن زمان داشته باشد
چرا هنوز نظرات تیوریک این انسان بنیانگذار ومبارز در هاله ی از ابهام نگهداشته میشود وبه تحریر در آورده نمیشود. برای نمونه نظراتش در باره ی مبارزه مسلحانه ( که برای تهیه مقدمات ابتدایی آن بسیار سهل وآسان از جانش مایه گذاشت ) .
در مورد نقش وجایگاه زنان در مبارزات سیاسی وشرکت آنها در انقلاب. موضع گیریش در باره ناسونالیسم و نماینده ی سیاسی آن حزب دمکرات وافزون براین در باره ی اتحادیه میهنی وقیاده موقت ا رزیابیش چطور بود.؟ } نمود . پس از این اتفاق ناگوار وتاسف بر انگیزاعضای اولیه تشکیلات این روز را بنام روز کومه له نام گذاری کردند . وا ز سال 58 تا 62 که در شهرهاومناطق روستایی که مقر کومه له در آنها دایر بود برگزار میشد . وبعداز آن که اردوگاه نشینی بر کومه له تحمیل شد تا کنون در انجا این روز گرامی داشته میشود وپس از تبعید اختیاری ( گسیل به کشورهای اروپایی واسترالیا وکانادا ) در این مکان ها هم به فرا خور وسلیقه افراد ساکن مراسم های برگزار شده, و میشود که جنبه ی تفریح وسرگرمی آن بر جنبه بررسی انتقادی کو.مه له برتری کامل داشته ودارد و ارزیابی انتقادی روز به روز کمرنگ تر گشته است وسال به سال از تعدادشرکت کنندگان کاسته میشود وبعداز انشعابات کذایی برا ی خط ونشان کشیدن بهمدیگر وبه خیال خام خویش خود را کومه له اصیل نمایاندن وکشاندن مردم به محل های برگزاری مراسم دست به دامن خوانندگان درعرصه ی موسیقی شده اند واگر در برهمین پاشنه بچرخد در اینده شاهد حضور شعبده بازان هم خواهیم بود!!!
پیش از اینکه به ادامه مطلب بپردازیم برای جلوگیری از هرگونه استنباد اشتباه از موضع ما یادآوری ان نکته خالی از لطف نیست که ما هیچ مخالفتی با تفریح وسرگرمی وشاد بودن وشادزیستن وفراهم کردن مقدمات آن نداشته ونداریم .
وبلاگ : زندگی انسان اندیشه اوست در نظر دارد از همگان دعوت بعمل آورد که نقطه نظراتشان را باره پرسش ذیل از طریق یمایل zendegi.andisheh@ gmail.com روانه کنند تا بیشتر از این مرز واقعیت وحقیقت مخدوش نگردد .
چرا کمیته مرکزی کومه له توان این را نداشت که توده های وسیعی را که به عرصه ی مبارزه کشیده شده بودند ( رشد کمی ) به نیروی بالنده وآگاه ومولد برای پیشبرد امر مبارزه مبدل کند (رشد کیفی ) وبجای این مهم به مبارزه ی سطحی ودلخوش کننده ودر ادامه آن در جازدن اکتفا نمود. که نتیجه اش در دام انحرافات واشتباهات گرفتار آمدن بود { فراموش نکنیم که کمیته مرکزی کومه له در مقابل تاریخ و طبقه کارگر که سنگ آن را به سینه میزند باید پاسخگو باشد که چگونه 3000 انسان مبارز وپر شور وشوق جانشان را بر اثر انحرافات واشتباهات آنها از دست داده اند }
Thursday, 4 February 2010
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment