زمینه های انحراف و شکست انقلاب پرولتری ( بخش دوم
نوشته زنده یاد بهمن جوادی
قبل از اینکه به ادامه مقاله بپردازم این نکته را یاد آوری کنم که این روز ها مصادف است با سال گشت انقلاب اکتبر وبراین باورم که گیرایی مرور این وشته را دو صد چندان میکند
قبل از اینکه به ادامه مقاله بپردازم این نکته را یاد آوری کنم که این روز ها مصادف است با سال گشت انقلاب اکتبر وبراین باورم که گیرایی مرور این وشته را دو صد چندان میکند
با مهر بسیار بهزاد
حزب کمونیست بین الملل کاملا این سیر را یک سیر محتوم میداند ومعتقد است که جز این نمیتوانست به چیز دیگری منتهی گردد و از
نظر من اساسی ترین اختلاف ما با آنها این است: آنها شکست دیکتاتوری پرولتاریا وشکست انقلاب اکتبر را بدلیل زمینه های عینی وبدلیل شکست جنبش کارگری در سطح دنیا اجتناب نا پذیر میدانند وبنابراین معتقدند که پراتیک بکشویکها وتاثیراتی که میتوانستند در جهت تغیر اوضاع بگذارند نقش تعین کننده ای نمیتوانست داشته باشد واصلا این مساله را مورد بررسی قرار نمیدهند وموقعی که به شکست انقلاب در سطح دنیا عقب نشینی موج انقلابی در سطح جهانی اشاره میکنند وتاثیر این را روی ضعیف کردن بلشویکهابررسی میکنند وتاثیرات موضع انحرابی خود بلشویکها را بر روی مسیر رو به افول انقلاب در سطح دنیا ابدا بررسی نمیکنند.
در خود روسیه به یکی از اساسی ترین مسایل یعنی مساله عدم تحقق دیکتاتوری پرولتاریا نمی پردازند واصولا تمایزی بین دیکتاتوری پرولتاریا وآن جیزی که در شوروی بوده قایل نمیشوند وآنرا عینأ دیکتاتوری پرولتایا میدانند--تا مقطع 1928- برای اینکه بپردازم به اینکه این اشتباهات جه بوده اند وبرای اینکه بررسی کنیم این اشتباهات را و ببینیم که جه نباید میشد باید بر گردیم و به وضعیت عینی وموقعیت بین المللی که انقلاب اکتبر در آن پیش آ مد.
این موقعیت این است که از نظر اقتصادی اجتماعی و تمدن وفرهنگ اروپا وعلی الخصوص آلمان موقعیت بسیار پیشرفته تری برای انقلاب پرولتری برای پیروزی انقلاب پرولتری وسوسیالیسم داشته اند این نقش تعین کننده ای را در تحلیل خود وضعیت به موقعیت اقتصادی و اجتماعی میدهد که زمینه را برای اینکه طبقه ی کارگر الگوی اقتصادی-اجتماعی خودا را پیاده کند فراهم کرده بود. اما در مقابل روسیه کاملا دارای وضعیت بدوی نیمه فیودالی بود . اقتصاد روسیه مشخصه ای اصلی اش اقتصادی دهقانی و تولید خرد پراکنده بوده ودر زمینه ی سیاسی هم استبداد وتزاریسمی بوده که رفع خود این موانع یکی از وظایف عاجل هر انقلابی بود که میخواست گام بعدیش انقلاب سوسیالیسمی باشد شرایط اقتصادی واجتماعی در اروپا و بویژه آلمان مساعد بود ولی از نظر سیاسی در آلمان و همینطور در اروپا سوسیال شوینیستها وجریاناتی که از مارکسیسم رو برگردانده بودند نفوذ زیادی در بین طبقه کارگر داستند ولی متقابلا در روسیه کاملا بر عکس بعلت سیاست های انقلابی حزب بلشویک یک موقعیت سیاسی بسیار مساعد وجود داشت
لنین توضیح میدهد که سیر خود ویژه امپریالیسم وضعیتی را پیش آورده بود که دو نیمه ی مجزای سوسیالیسم بطور همزمان زیر پوستخه واحد امپریالیسم کل گرفته بودند . دو نیمه ی که هیچ کدامش بدون آن یکی نمیتوانست معنی داشته باشد تا کامل باشد . نیمه ی آلمان با وسعت اقتصادی کاملا مساعد وآماده اش ونیمه ی روسیه با وصعیت سیاسی کاملا مساعدی که در آن وجود داشت: بلشویک ها بر این پایه دور نما واستراتژی انقلابی خود را تصویر میکرده اند.
این استراتزی انقلاب برای بلشویک ها به این معنا بود که جنبش انقلابی میتواند در روسیه شکل کرفته وپیروز بشود. و به مفهوم عمومی تر خود این محرکی باشد برای پیروزی انقلاب در غرب وبرای کمک به پرولتاریای غرب که آنها هم قدرت را بگیرند و مجددأ کمک پرولتاریای غرب برای اینکه پرولتاریای روس در وضعیت عقب مانده ای که بود مجبور نباشد تمام مراحل سرمایه داری دولتی وتمرکز سرمایه داری را که پیش شرط یا در واقع به قول لنین ایستگاه واحدی بوده که برای گذار به سوسیالیسم باید از آن گذشت.طی بکند.
من در اینجاچند نکته پایه ای را در رابطه با تدوین ریوس عمومی استراتژی انقلاب کارگری روسیه با توجه به بحثهای مارکس و انگلس و بعدأ لنین مختصرأاشاره میکنم.
ادامه دارد
در خود روسیه به یکی از اساسی ترین مسایل یعنی مساله عدم تحقق دیکتاتوری پرولتاریا نمی پردازند واصولا تمایزی بین دیکتاتوری پرولتاریا وآن جیزی که در شوروی بوده قایل نمیشوند وآنرا عینأ دیکتاتوری پرولتایا میدانند--تا مقطع 1928- برای اینکه بپردازم به اینکه این اشتباهات جه بوده اند وبرای اینکه بررسی کنیم این اشتباهات را و ببینیم که جه نباید میشد باید بر گردیم و به وضعیت عینی وموقعیت بین المللی که انقلاب اکتبر در آن پیش آ مد.
این موقعیت این است که از نظر اقتصادی اجتماعی و تمدن وفرهنگ اروپا وعلی الخصوص آلمان موقعیت بسیار پیشرفته تری برای انقلاب پرولتری برای پیروزی انقلاب پرولتری وسوسیالیسم داشته اند این نقش تعین کننده ای را در تحلیل خود وضعیت به موقعیت اقتصادی و اجتماعی میدهد که زمینه را برای اینکه طبقه ی کارگر الگوی اقتصادی-اجتماعی خودا را پیاده کند فراهم کرده بود. اما در مقابل روسیه کاملا دارای وضعیت بدوی نیمه فیودالی بود . اقتصاد روسیه مشخصه ای اصلی اش اقتصادی دهقانی و تولید خرد پراکنده بوده ودر زمینه ی سیاسی هم استبداد وتزاریسمی بوده که رفع خود این موانع یکی از وظایف عاجل هر انقلابی بود که میخواست گام بعدیش انقلاب سوسیالیسمی باشد شرایط اقتصادی واجتماعی در اروپا و بویژه آلمان مساعد بود ولی از نظر سیاسی در آلمان و همینطور در اروپا سوسیال شوینیستها وجریاناتی که از مارکسیسم رو برگردانده بودند نفوذ زیادی در بین طبقه کارگر داستند ولی متقابلا در روسیه کاملا بر عکس بعلت سیاست های انقلابی حزب بلشویک یک موقعیت سیاسی بسیار مساعد وجود داشت
لنین توضیح میدهد که سیر خود ویژه امپریالیسم وضعیتی را پیش آورده بود که دو نیمه ی مجزای سوسیالیسم بطور همزمان زیر پوستخه واحد امپریالیسم کل گرفته بودند . دو نیمه ی که هیچ کدامش بدون آن یکی نمیتوانست معنی داشته باشد تا کامل باشد . نیمه ی آلمان با وسعت اقتصادی کاملا مساعد وآماده اش ونیمه ی روسیه با وصعیت سیاسی کاملا مساعدی که در آن وجود داشت: بلشویک ها بر این پایه دور نما واستراتژی انقلابی خود را تصویر میکرده اند.
این استراتزی انقلاب برای بلشویک ها به این معنا بود که جنبش انقلابی میتواند در روسیه شکل کرفته وپیروز بشود. و به مفهوم عمومی تر خود این محرکی باشد برای پیروزی انقلاب در غرب وبرای کمک به پرولتاریای غرب که آنها هم قدرت را بگیرند و مجددأ کمک پرولتاریای غرب برای اینکه پرولتاریای روس در وضعیت عقب مانده ای که بود مجبور نباشد تمام مراحل سرمایه داری دولتی وتمرکز سرمایه داری را که پیش شرط یا در واقع به قول لنین ایستگاه واحدی بوده که برای گذار به سوسیالیسم باید از آن گذشت.طی بکند.
من در اینجاچند نکته پایه ای را در رابطه با تدوین ریوس عمومی استراتژی انقلاب کارگری روسیه با توجه به بحثهای مارکس و انگلس و بعدأ لنین مختصرأاشاره میکنم.
ادامه دارد
No comments:
Post a Comment