" آزادی،همیشه‌ آزادی دگراندیشان است."
روزا لوگزامبورگ

Friday, 25 November 2011

تاریخ سی ساله کومه له - برداشت و روایت ابراهیم علیزاده- بخش دهم





تاریخ سی  ساله  کومه له  -برداشت و روایت ابراهیم  علیزاده
بخش دهم 
در این قسمت  به بررسی مواردی می پردازم که  ک.م.ک  به علت اینکه فاقد توان لازم برای  هدایت و رهبری جریان
بود . هیچگاه موضع روشنی در برابر مسائلی که در پی خواهد آمد ، نداشت و در مواردی که حزب دمکرات از
همان اوایل جنبش شروع به انجام آنها نموده بود ، به دنباله روی از این حزب متوسل میشد . در این باره به
در یافت گمرکات از <<  کول به ر ها >> * در نقاط مرزی بین ایران و عراق اکتفا می کنم .

این معضلات عبارت بودند از :

.








ئاش به تا ل (*)

به یاد حمید بختیاری و  اسماعیل ابراهیمی (** )


از معضل تسلیم شدن شروع می کنیم این یک امر بدیهی است هر نیروی سیاسی که به نظامی گری گرایش پیدا می کند
 بدون هیچ تردیدی باید به مسائلی از قبیل اسیر شدن و تسلیم شدن  و زخمی گشتن واز همه مهمتر به درازا کشیدن زمان
 مبارزه به هر علتی بیندیشد و برای رفع این معضلات راه کار داشته باشد و نیروی مسلحش را  از نظر فکری و جسمی
 چنا ن آموزش بدهد  که این عوارض جانبی را د رنظر گرفته و با ان برخورد منطقی داشته باشند و واقعیت را پذیرا باشند
   از نظر تاریخی از زمانیکه نیروی پیشمه رگ در کورد ستان به وجود امد به فردی که از مبارزه مسلحانه      به هر دلیلی
 کناره گیری میکرد لقب ئاش به  تا ل میدادند

 این افرادبه دوگروه تقسیم می شدند گروهی که خود را به  رژیم حاکم تحویل می دادند و عده ای هم به مکان های  دیگر میرفتند


 و از تحویل دادن خود به رژیم  امتناع میکردند به زندگی عادی می پرداختند
اما ک.م.ک از بدو  آغار فعالیت نظامی به شیوه ی کاملا ذهنی با این عارضه جانبی نظامی گری برخورد میکرد
و چنین به پیشمه رگان القا میشد که تنها به ادامه مبارزه بیندیشند  و بس و چنان جوی را پدید آورده بودند . که فرد ویا
افرادی که به هر دلیلی  از ادامه پیشمه رگایه تی  منصرف میشدند به خود اجازه ندهند که به صراحت و روشنی
اعلام کنند که می خواهند تسلیم شوند و اغلب بصورت پنهانی از واحد ها جدا شده و خود رابه رژیم تسلیم می نمودند
 و اگر کسی به وضوح اعلام میکرد از دیگران می خواستند که او را بایکوت کنند !!!؟
 تا اینکه موج تسلیمی در میان نیروی نظامی حزب دمکرات به حرکت افتاد .
و با طولانی شدن زمان بازگشت به شهر ها  به مرور سرعت بیشتر می گرفت .
در ان هنگام موضع گیری غیر رسمی ک.م.ک بدین شیوه بود که این یک حرکت طبیعی در لایه های ح. د است
 و توجیه تئوریک هم ارائه میدادکه ح.د یک نیرو ی مدافع سرمایه دار ی میباشدو بنا به خصلت طبقا تیش نا پی گیر
 در مبارزه است  و پیشمه رگان کومه له هم در گشت های سیاسی خود آنرا در میان مردم روستا ها تبلیغ میکردند .
 اما بر اثر پیشروی نظامی  ج.ا و اشغال مناطق  تحت نفوذ  پیشمه رگان و  طولانی شدن بازگشت دوباره ی  پیشمه رگان
به داخل شهرها و عدم امادگی ذهنی و جسمی آنها برای پذیرش این معضل سبب افتا دن توپ در زمین بازی ک.م.ک گشت

و مساله حفظ روحیه تشکیلات به یک معضل جدی برای ک.م.ک تبدیل شده بود زیرا از یک سو گروه گروه 
ازپیشمه رگان
 با اسلحه و یا بدون اسلحه خود را به مراکز نظامی رژیم رسانده و تسلیم می شدند و یا به شهر های دیگر ایران عزیمت میکردند
 و این وضعیت اسفبار ک.م.ک را  به شدت تحت فشار قرار داده بود  زیرا از یک سو تبلیغات ذهنی انها نقش بر اب شده
 بود و
 سبب کاهش اتوریته آنها در بدنه تشکیلات گشته و از طرف دیگر  حیرت زده شاهد ریزش نیروی پیشمه رگه بودند و
 کاری از دستشان بر نمی آمد و در واقع  اچمز شده بودند و از بیان یک موضعگیری روشن وشفاف  دراین باره 
در مانده بود.

زند ه یاد حمید بختیاری اولین فردی بود که چوب این ذهنی گری ک.م.ک را خورد  و زمانیکه خود را تسلیم نمود اطلاعات از
 او اسلحه میخواست در مقابل آزادی و او متاسفانه با ساده اندیشی  وعدم شناخت درست از این ترفند دشمن از طریق خانواده اش
 اسلحه تهیه  کرده و اطلاعات رژیم این را بهانه قرار داده و اورا در تاریخ                 15/09/1360      به جوخه آتش سپرد .

زنده یاد اسماعیل ابراهیمی در زندان کامیاران با هم آشنا شدیم   او به همراه خواهرش و شوهر خواهرش
که هر سه پیشمه رگه کومه له بودند خود را به اطلاعات سپاه در کامیاران معرفی کرده و تسلیم شده بودند بعد از
یک ماه (( مدتی که فرد تسلیمی را در بازداشتگاه نگهداشته و بعد از تخلیه اطلاعاتی کامل { شامل موقعیت در واحد نظامی
وضعییت تشکیلاتی 
شرکت در در گیری ها مصدومیت در عملیات ها- افرادی که در روستا ها با کومه له همکاری میکنند و مقر ها
 و اردوگاه های  که در آن به سر برده بودند و سپردن تعهد مبنی بر همکاری اطلاعاتی با رژیم با قید وثیقه سنگین
 آزاد میشد } ))

  خواهر و دامادش را  آزاد نمودند  اما اورا نگهداشته بودند و بعد ازسپری شدن ماه دوم باز داشت اسماعیل هر بار که
 خانواده اش از اطلاعات می پرسیدند که چرا اسماعیل را آزاد نمی کنید آنها جواب های غیر منطقی میدادند
 و می گفتند بالاخره آزاد خواهد شد

در ماه سوم بودند که اطلاعات سپاه به خانواده ای اسماعیل گفته بودند به او بگویید که تا وقتییکه
اطلاعاتش را بطور کامل به ما نگوید او را آزاد نخواهیم کرد  او هم به خانواده اش میگفت من تسلیمی هستم
و همه مطالبم را گفته ام . سرانجام اطلاعات گفته بود که اسماعیل  مسلح به کلت کمری به منطقه بازگشته است
به ما دروغ گفته و باید کلت کمری را تحویل دهد.و او منکر قضیه میشد . در طول این مدت که باهم دوست شده بودیم
و من متوجه بودم که مثل گذشته شاد نیست و همیشه در گوشه ای تنها می نشیند از او پرسیدم اتفاقی افتاده است
که در ابتدا اظهار میکرد نه در فکر خانواده ام هستم و سپس گفت اطلاعات از من کلت کمری می خواهد
و من گفتم که شما در بازجویی ها چه گفته ای او پاسخ میدادکه من زیر بار نرفته و نمیروم اما آنها به خانواده ام فشار میاورند

و می ترسم که انها برای آزادی من به تهیه کلت اقدام کنند .
که من تجربه زنده یاد حمید بختیاری را برایش باز گو نموده و توصیه کردم که به خانواده اش موضوع را بگوید
زیرا تهیه اسلحه مساوی است با تکرار سرنوشت حمید .که با کمال تاسف خانواده اش کلت را خریده و به اطلاعات


تحویل دادند و اسماعیل هم به سرنوشت حمید گرفتار شد و همراه با شش نفر دیگر در زندان سنندج اعدام شدند

  ادامه  دارد

No comments: